post

📜 «خاطرات داوطلبی»

خاطره اي كه ميخواهم بگويم براي روز معلم مصادف با ١٢ ارديبهشت سال ٩١ هست.
يادم مياید تقريبا دو روز قبل از روز معلم توسط دانش آموزان به مراسمي دعوت شديم در خانه كودك. در روز مراسم وقتي داخل خانه كودك شدم متوجه شدم دانش آموزان از دو هفته قبل بصورت كاملا سيستماتيك و برنامه ريزي شده، طي يك همكاري مشاركتي در تمامي مقاطع تحصيلي تدارك جشن و تقدير از معلم هاي خودشان را ديده اند.

🎊واقعا هيجان انگيز بود. صحنه و سن …مجري برنامه.. ميكروفون و بلندگو .. يك تئاتر گروهي و تمرين شده و خنده دار… مسابقه صندلي داغ… پذيرايي با شيريني و شربت و ميوه … و از همه زيباتر گل هاي رز زيبايي كه برای هديه به معلم ها تهيه كرده بودند. هنوز با گذشت بيش از ٥ سال از آن زمان، آن خاطره برای من يكي از بهترين وزيباترين جشن ها و كار گروهي دانش آموزان است.‌ برنامه اي كه شايد خود من بعنوان مسئول در آن زمان نميتوانستم به اين زيبايي برگزار كنم.

🖌«خاطره ای از محمد طباطبايي، از نیروهای داوطلب انجمن پویش»