post

خاطرات محمود آباد

📜 به مناسبت بازگشایی مدارس، یادی کنیم از اولین روزهای تاسیس خانه کودک محمود آباد، مدرسه ای برای کودکان بازمانده از تحصیل منطقه:

🍁محمود آباد آنچنان روستای گم‌نامی نبود، کوره‌ها و آجرهایش را هر کس که دستی در بنایی و عمران داشت می‌شناخت، آجر ارزانی بود و بهره‌کشی بی محابا از کارگر در قیمتش متبلور.
پای اعضای قدیمی انجمن که به این روستا باز شد هنوز چند وقتی از تعطیلی و پلمپ مدارس خودگردان که توسط همیاری اهالی اهل افغانستان منطقه و با دریافت شهریه اداره می‌شد نگذشته بود. بیشتر

post

زنان، پیام آوران صلح

✅ «اوریانا فالاچی» در جایی از کتاب “زندگی جنگ و دیگر هیچ” در به تصویر کشیدن چهره زشت جنگ مینویسد:

«جنگ فاجعه وحشتناکی است که غیر از گریستن ، کار دیگری برایش نمیتوان کرد. برای کسی گریه میکنیم که شاید روزی یک سیگار را از او دریغ داشته ایم و حال مرده و دیگر بر نمیگردد‌»

✅با نگاهی به آثار و پیامدهای تمام جنگهایی که در جهان رخ داده، میتوان دریافت جنگ علاوه بر آثار خرابی و ویرانی که بر جای گذاشته، زندگی نسلهای زیادی را درگیر خود کرده است و زنان و کودکان هم بیش از همه از این پیامدهای مخرب جنگ در رنج بوده اند. نمونه آن جنگهای خونین نژادی در بالکان بود که عرصه دردآوری از اعمال خشونت علیه زنان شکل گرفت و هزاران زن را قربانی این نزاع نمود.  بیشتر

post

گزارش با من بخوان

📚 «گزارش با من بخوان»

📍«اگر چه که پیر وناتوان است اما اینگونه هم با تمام وجود دوستش دارم.»
در بامن بخوان این هفته بچه های خانه ی کودک محمود آباد، کتاب داستان «پدر بزرگ» من نوشته ی «مارتا آلتس» را خواندند. پسرک پدر بزرگی پیر داشت که رفتارش بعضی از مواقع بچه گانه وزمانی هم با ابهت بود. گاهی نوه اش را نمی شناخت گاهی هم با لمس کردنش او را به خاطر می آورد. گاهی تنها و گاهی با بودن نوه اش در کنارش شاد خندان دیده می شد. اما با تمام کاستی ها وکمی هایش نوه اش اورا دوست می داشت.

📍در ابتدا که معلم وارد کلاس شد نمایش پدر بزرگی پیر را با هم اجرا کردند. در پایان داستان هم بچه ها کاردستی پدر بزرگ را در کنار هم ساختند.

post

رسانه و باز تولید خشونت و کینه توزی

✅ چند ماهی است که جنایت سوژه ی داغ رسانه هاست، کمتر کسی است که در فضای رسانه باشد و از جزئیات روند ارتکاب به جنایت تا جلسات تفتیش مجرم و تا انتقام گرفتن و اعدام مجرم، خبر نداشته باشد. کشته شدن کودکان هم، جذاب ترین و خوش خوان ترین سوژه ی رسانه ایست. رسانه مخاطب را تشنه ی داستان های انتقام گیرانه و جنایی می کند و از آن سوژه ای تبلیغاتی و تحریک کننده می سازد. اگر تا پیش از این تنها در صفحه ی حوادث روزنامه ها در معرض مواجهه با خوانش کین توزانه از جنایت بودیم، امروز در شخصی ترین حیطه های زندگی ما نفوذ کرده است.  بیشتر

post

پسری که کودک میماند

” خاطرات داوطلبی”

🦋 نمی‌توانست سر کلاس با بچه‌های دیگر بنشیند، علی. دچار یک بیماری بود که اجازه نمی‌داد الفبا یاد بگیرد یا حساب و کتاب. با مشاوره و نظر کارشناسهای انجمن قرار شده‌بود به صورت خصوصی یک سری تجربه‌های آزاد هنری را توی خانه کودک یاد بگیرد. کار با سفال را شروع کرده‌بود و بنا بود من هم برایش داستان بخوانم و از او هم بخواهم که برایم داستان بگوید.( عاشق این بود که داستان بگوید و من از او فیلم بگیرم یا صدایش را ضبط کنم.) اولین روز که دیدمش، یک جعبه بزرگ پر از کارهای سفالگریش دستش بود، یک سفره هفت سین که مدام با خودش از این ور به آن ور می‌برد و هی هم میگفت: “بهش دست نزنید. میشکنه.” یک دفتر هم پر از نقاشی داشت. می‌گفت می‌خواهد یک عالم نقاشی بکشد و ببرد توی محوطه متروی شهر ری نمایشگاه بگذارد از آنها.

🦋 یک روز برایش قصه فیل رنگی را می‌خواندم. قصه فیلی که مثل بقیه فیلها خاکستری نبود، بلکه مثل رنگین کمان پر از رنگ بود، یک فیل متفاوت. یک روز فیل قصه از این تفاوتش خسته شد و دلش خواست مثل بقیه فیلها خاکستری رنگ بشود. اما آن روز همه فیلها کلافه و سردرگم بودند، چون فیل رنگین کمانی بینشان نبود که با حرفها و کارهایش شادشان کند و با دیدن رنگهایش دلشان باز بشود. قصه را که برایش تعریف می‌کردم، یاد جشن سال نوی خانه کودک افتادم. وقتی که همه جدی نشسته بودند و بعد یک دفعه علی رفته‌بود جلوی جشن و شروع کرده بود به ورجه وورجه کردن و شادی کردن. این کار او باعث شده بود بقیه بچه‌ها هم شیطنتشان گل کند و رها شوند و دست بزنند و شادی کنند. کلی جشن را گرم کرده‌بود، علی.

🦋 وقتی موقع تعریف کردن این قصه، آن ماجرا را یادش انداختم، لبخند آمد روی لبش. گمانم این قصه را خوب فهمیده‌بود، خیلی خوب. قصه پسری که همیشه کودک می‌ماند…

«خاطره ای از سمیه موسوی، داوطلب فعال در انجمن پویش»

 

post

کودکان کار و نقاط خاکستری

✅ چند علتي بودن مساله كودكان كار ارايه يك تعريف همگن و تجويز يك راه حل مطلق را غيرممكن مي نمايد .در اين مورد باورها و عقايدي به طور شايع وجود دارد كه بايد با دقت و ترديد بيشتري به آن نگريست و از مطلق گرايي پرهيز جدي نمود. چرا كه گاهي اين باور هاي به ظاهر درست به طور تدريجي باعث ايجاد بي حسي جامعه نسبت به مسايل اجتماعي مي گردد. و در واقع عكس ظاهر خيرخواه خود عمل مي كند. از جمله شايعترين اين باورها اين است كه اكثريت يا همه كودكان كار در عضويت و تحت استثمار باندها هستند. بیشتر

post

آموزشی که سواد به بار نمیآورد

✅هم زمان با روز سوادآموزی علی ربیعی وزیر کار و رفاه اجتماعی اعلام کرد علت اصلی طلاق نداشتن سواد زندگی و سواد ارتباطی است. این اظهارات نشان میدهد بر خلاف آن چه تصور میشود مشکلات اقتصادی علت اصلی طلاق نیست و زوجهایی که در فقر هم زندگی نمیکنند در معرض طلاق هستند. امروزه دیگر سواد به مهارت خواندن و نوشتن محدود نمیشود یونسکو تعریف جدیدی از سواد ارائه میدهد که فقط بخشی از آن تحصیلات و مهارت های آموزشی ست. در این تعریف دو اصطلاح سواد عاطفی و سواد ارتباطی به عنوان سواد مطرح میشود. بیشتر

post

کمیته ارتباط با خیرین انجمن پویش

📋 گزارشی از کمیته ارتباط با خیرین انجمن پویش

💠 یکی از دغدغه ها و نگرانی مدیریت هر سازمان مردم نهاد (NGO) ، تامین هزینه ها و مخارج برای انجام خدمات تعریف شده آن می باشد که موارد متعددی از جمله هزینه های جاری، مکان، آموزش، مددکاری، نیروهای موظف و… را در بر میگیرد.

💠 در تمام سالهای فعالیت انجمن دوستداران کودک پویش، تنها منبع مالی، کمک های مردمی نیکوکاران فرهنگ دوست و سخاوتمند بوده است که با حمایت خود در انجام پروژه های مختلف آموزشی ، بهداشتی و مددکاری یاورمان بوده اند. در همین راستا برای افزایش اعتماد اجتماعی و پاسخگویی بهتر و ارایه گزارش به خیرین و حامیان عزیزمان ، تصمیم گرفتیم #کمیته_ارتباط_با_خیرین را با همت جمعی از داوطلبان ایجاد کنیم تا با مدیریت بهتر، خدمات گسترده تر وبرنامه ریزی و دوراندیشی بیشتری نسبت به پروژه های انجمن داشته باشیم.

💠 در پی جلسات متعدد این کمیته اقدامات زیر را انجام داده و در حال پیگیری آن هست :
🔹 ایجاد شبکه قلک های خانگی
🔹 ارتباط بادانشگاه ها و اساتید و دانشجویان
🔹آماده سازی پک خیرین و ارایه هدیه فرهنگی و گزارش مدون در قالب پک
🔹چاپ بروشور و کارت و معرفی بهتر انجمن به مردم
🔹برگزاری کمپین ها و شرکت در بازارچه های خیریه
🔹مشارکت در سایت های نیکوکاری
🔹 ساخت فیلم و کلیپ های کوتاه از هنرمندان فرهنگی فعال در حوزه انجمن های مردم نهاد
🔹 تدوین پروژه های هدفمند و ارتقای فرهنگ نیکوکاری به حوزه آموزش و فرهنگ
🔹 ترویج فرهنگ نیکوکاری و مسئولیت اجتماعی در شبکه های مجازی و اجتماعی به شیوه های نوین با نگاه مسئولانه و همدلانه و پرهیز از ترحم و روابط احساسی و عاطفی شخصی

💠 اینجا انجمن دوستداران کودک پویش است. ما همه یک خانواده ایم.

 

عمل جراحي برداشتن طحال و قصه پرغصه بيمه اتباع مهاجر 

بابک خطی

درد مهاجرت (کارتون از علیرضا پاکدل)

❇️مكان:روستايي در جنوب تهران

عدنان كودكي شش و نيم ساله و از اتباع مهاجر افغان است. اين كودك خوشرو مبتلا به بيماري ارثي اسفروسيتوز (نوعي بيماري خوني)است .مادرش مي گويد هزينه ويزيت هاي تخصصي و انجام عمل ضروري برداشتن طحال بسيار بالا بوده است.هر ويزيت براي يك بيماري ساده مثل سرماخوردگي هم بين صد تا دوصد(دويست)هزار تومان براي اين خانواده آسيب پذير و تحت فشار آب مي خورد. اعضاي اين خانواده داراي اوراق شناسايي و كارت آمايش هستند اما هيچ بيمه اي به آنان تعلق نمي گيرد.

بيمه درماني اتباع مهاجر طبق اعلام رسمي واحد اتباع مهاجر وزارت كشور و كميسارياي عالي امور پناهندگان سازمان ملل قرار بود از پاييز سال ٩٥ اجرا شود اما به گفته اين مادر تاكنون خبري از آن نيست .

❇️ مكان:گود محل كار و زندگي كودكان كار جايي در حاشيه جنوب شرقي تهران

عبدالله يازده ساله از صبح تا نيمه هاي شب مشغول كار است ،محل استراحت و خواب كوتاه شبانه او جزيي از محل كارش و در كنار زباله هاست .ضايعات پوستي سوريازيس (نوعي بيماري مزمن پوستي) آرنج ها و زانوهاي عبدالله را فرا گرفته است.پدر او سه سال قبل از دنيا رفته است و مادر و پنج خواهر و برادرش در افغانستان زندگي مي كنند و او از اينجا برايشان پول مي فرستد. عبدالله هيچ اوراق شناسايي و هويتي ندارد، او در معرض انواع اشكال آزار جنسي كودكان است. هيچ متولي مشخصي براي درمان و حمايت از عبدالله وجود ندارد.

❇️ مكان :جايي از ايران

صادق كودكي شش ساله است ودوماه است كه متوجه بيماري لوكمي (نوعي سرطان خوني) در او شده اند. پدرش مي گويد هزينه هاي شيمي درماني اتباع مهاجر آزاد و كمرشكن و حداقل دوبرابر سايرين است. هيچ بيمه اي صادق را براي درمان بيماري پررنجش تحت پوشش نمي گيردعبدالله از همه آدم ها مي ترسد.

❇️ مكان جايي از ايران:

مريم دختري سه ساله با فلج مغزي

الله يار پسري چهار ساله با بيماري فيبروز سيستيك

نازگل دختري دو ساله با سوءتغذيه شديد

محمد پسري هفت ساله با بيماري لوپوس

و هزاران كودك سالم و بيمار ديگر كه همه از هموطنان افغانستانی تبار ما هستند و بدون بيمه درماني و حداقل حمايت ها زير سايه وحشتناك بيماري يا ترس از ابتلا به آن زندگي مي كنند.

❇️ واقعيت برهنه اين است :

اول-بيماري ها براي ابتلا و درگيري ملاحظات قومي و نژادي و هويتي افراد را معمولا در نظر نمي گيرند.

دوم-معيار زنده بودن انسان ها و نياز به خدمات اوليه درماني نژاد، قوميت، محل تولد،كارت هويت و آمايش و …نيست و نمي تواند باشد.

برخورداري از مراقبت هاي پزشكي و خدمات اجتماعي ضروري طبق ماده ٢٥اعلاميه جهاني حقوق بشر حق هر انسان است.

خصوصا در مورد كودكان طبق ماده ٢٤ پيمان نامه جهاني حقوق كودك كه مصوب مجلس و قانون كشوري است، كشورهاي عضو، حق هر كودك براي برخورداري از بالاترين معيارهاي بهداشتي و تسهيلات قابل حصول جهت درمان بيماري و بازيابي سلامت را به رسميت مي شناسند و طبق ماده ٢ همين ميثاق جهاني حقوق مندرج اين پيمان نامه براي تمام كودكان بدون هرگونه تبعيض و بدون توجه به رنگ، نژاد، زبان، مذهب، منشا ملي، قومي يا اجتماعي ،تولد و… لازم الاجرا و توسط كشورهاي عضو تضمين شده است.

❇️ بيماري به تنهايي پر از اضطراب و درد براي بيمار و خانواده است و تحمل بارهاي حاشيه اي سنگين در كنار آن بسيار طاقت فرساست.

نبود يا عدم رعايت حقوق انساني براي همه انسان ها -صرفنظر از مسائل قومي ،نژادي،زباني،مذهبي و…- به يك اندازه تاسف بار مي باشد و هيچ اولويتي به بهانه هاي بالا ، جايگاهي در عدم اقبال به يك گروه نداشته و تنها رستنگاه تفكرات تبعيض گرايانه مي تواند باشد.

❇️ انتظار مي رود اداره امور اتباع خارجي وزارت كشور ،اداره اتباع سازمان تامين اجتماعي و كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل براي اجرايي كردن وعده هايي كه به طور منفرد و مشترك در مورد بيمه اتباع مهاجر داده اند و نزديك يك سال از آن مي گذرد به طور واقعي و جدي اقدام نمايند ،چرا كه صرف سخنان ثبت و ضبط شده مسوولين نهادهاي فوق در مصاحبه ها هر چند مي تواند بستر تيتر هاي انساني و گزارش هاي پرمخاطب در مطبوعات باشد اما واجد هيچ اثري در درمان درد ها و بيماري ها نيست.

❇️ ضمنا به نظر مي رسد درباره ارائه خدمات اوليه درماني ، خصوصا در موارد اورژانس هاي پزشكي و بيماري هاي سخت گذاشتن شرط دارا بودن كارت آمايش با قوانين مصوب كشوري (كه مورد اشاره قرار گرفت )در تضاد بوده و نياز به تصحيح و بازنگري اساسي دارد تا در صورت بروز شرايط بيماري همه افراد كشور از حمايت و اطمينان براي درمان برخوردار گردند.

فراموش نكنيم عمل جراحي عدنان ها منتظر زمان نمي ماند…

🔹(اسامي افراد به سبب ملاحظات اخلاق پزشكي تغيير يافته است)

🔹بابك خطي، طبيب كودكان و فعال اجتماعی حوزه بهداشت و درمان حاشیه نشینان

http://aftabeyazd.ir/?newsid=81416

بیشتر

post

خاطره ای از یک کتابخوانی

🌻قرار بود با همکارم که دوست عزیزم هم بود، در کلاس با من بخوان، داستانی درباره دعوا کردن برای بچه ها اجرا کنیم. من و دوستم تصمیم گرفته بودیم قبل از داستانخوانی، یک دعوای نمایشی داشته باشیم. وقتی وارد کلاس شدیم، کتاب داستان را دستم گرفتم. همکارم گفت امروز نوبت من است که داستان را بخوانم. اما من کتاب را به او ندادم. بعد او را هل دادم به عقب. و با هم به شکل نمایشی شروع به مشاجره کردیم.

🌻یکی از مربیان ورزش که بیرون کلاس بود، هم به خیال اینکه ما داریم با هم دعوا میکنیم، آمد جلو و سعی داشت ما را آشتی بدهند. بچه ها هم وارد معرکه شده بودند و وسط دعوای ما برای اول قصه خواندن پادرمیانی می‌کردند . بعد که حسابی دعوا راه انداختیم، به بچه ها ماجرا را گفتیم. اینکه همه چیز فقط برای این بود که بچه ها ببینند با هم دعوا کردن و خودخواهی چقدر می‌تواند آزار دهنده باشد.

🌻 آن روز بچه ها خیلی بیشتر به داستان ما توجه نشان دادند و حتی آقای مربی ورزش هم میانشان نشست و به قصه گوش داد.

☘️خاطره‌ای از «نرگس تاجیک» از آموزگاران انجمن پویش