post

✅ با وجود حساسیت های بیشتری که چند سالی است در مورد کودکان کار به وجود آمده است، متاسفانه شاهد آن هستیم که شناخت و طبقه بندی مشخصی درباره وضعیت کودکان کار در ایران شکل نگرفته است. این معضل اجتماعی از آنجا که دامنه گسترده ای از کودکان را در بر میگیرد، لازم است تا به انواع آن تقسیم شده و برای آن ها برنامه ریزی مشخصی انجام شود. در وهله اول بهتر است این تفکیک را بین انواع کار کودکان قائل شویم:

✅ ۱- کودکی که کار میکند ولی به تحصیل و کودکی اش آسیب نمیرسد. در بسیاری از استان های صاحب کشاورزی کودکان در ایام فراغت (به خصوص تابستان) در فعالیت های کشاورزی مشارکت داشته و اوقات فراغت خود را پر می کنند. در شهرها نیز بعضی کودکان در تابستان ها سر کار می روند. در تعریف سازمان جهانی کار این نوع کار، در زمره مصادیق کار کودک قرار نمیگیرد.

✅ ۲- کودکی که به خاطر معیشت خود و خانواده مشغول به کار است لذا یا تحصیل نمیکند و یا در شرایط نامناسبی برای زندگی و درس خواندن قرار دارد. حقوق اولیه این کودک در معرض تهدید است و احتمالا نخواهد توانست آینده اش را به خواست و تلاش خودش تعیین کند.

✅ ۳- کودکی که نه تنها مجبور به کار کردن است بلکه در بدترین شرایط از نظر کار و زندگی قرار دارد و به شدت در معرض خطرهای اجتماعی از قبیل کودک آزاری، اعتیاد و … است. معمولا کودکان خیابانی و کودکان حاضر در کارگاههای صنعتی در این رده از تقسیم بندی قرار میگیرند. مسئله این کودکان معمولا به عنوان آسیب یا ناهنجاری اجتماعی مورد بحث قرار میگیرد و دستورالعملهایی برای حمایت از آنان در کشور وجود دارد.

✅ در آمارهای کشور ما هیچ یک از دو طبقه کودکان کار نه تعریف مشخصی داشته و نه تخمینی رسمی از تعدادشان در دست است. برای مثال گفته می¬شود آمار «کودکان کارِ خیابانی» در تهران بیش از ۲۰ هزار نفر بوده است اما مرجع و تعریفات دقیق این آمار مشخص نیست.

از طرف دیگر کودکان کار در ایران به طور عمده در سه بستر اجتماعی شکل میگیرند. کودک بازمانده از تحصیل، کودک حاشیه نشین شهرهای بزرگ، کودکان مهاجر افغانستانی. لذا برای فهم بهتر، اطلاع رسانی صحیح تر و ارائه راهکارهای عملی تر لازم است تا کودکان کار را در بستری که موجب کار آنها شده است مورد توجه قرار دهیم.

به بردگی کودکان پایان دهیم.

✅ ۱٫ طبق سرشماری عمومی سال ۱۳۹۵ در حال حاضر آمار کودکان بازمانده از تحصیل در کشور که مقاطع سه گانه تحصیلی را به اتمام نمیرسانند نزدیک به ۴ میلیون نفر است. این که چه تعداد از این کودکان در چرخه کار اجباری وارد شده اند یک پرسش مهم است و شناسایی این کودکان و تحلیل وضعیت آنها لازمه سیاستگذاری عملی برای حل مشکل آن¬هاست.

✅ ۲٫ همچنین بنا بر اعلام رییس سازمان بهزیستی کل کشور آمار حاشیه نشینی نزدیک به ۱۳ میلیون نفر است. طبق این آمار نزدیک به ۳ میلیون کودک در حاشیه شهرهای بزرگ زندگی میکنند و خانواده آنها عمدتا شرایط مناسبی ندارند. این کودکان نیز یا در معرض کار اجباری قرار دارند و یا به آن وارد شده اند. مسلما کودکان بازمانده از تحصیل در این مناطق در معرض خطرات زیادی نیز قرار دارند.

✅ ۳٫ تعداد مهاجران افغانستانی در کشور نزدیک به ۳ میلیون نفر تخمین زده میشود. تا ۲ سال پیش نیمی از جمعیت کودکان افغانستانی اجازه تحصیل در مدارس را نداشتند که این امکان در دو سال گذشته برای آنها فراهم شده است. در حال حاضر ۳۸۰ هزار کودک افغانستانی در مدارس ایران مشغول تحصیل اند و احتمالا نزدیک به همین تعداد از تحصیل جامانده اند. از آن جا که مهاجران حداقل امکانات تأمین اجتماعی را دریافت کرده و در مناطق پر خطر حاشیه شهرهای بزرگ ساکنند، کودکان افغانستانی با جمعیت نزدیک به ۷۰۰ هزار نفر یکی از گروه های در معرض آسیب کار کودکان به شمار میروند.

✅ بر اساس آنچه ذکر شد باید در نظر داشته باشیم که کودکان کار به کودکانی که در خیابان مشاهده میکنیم محدود نمیشوند. این کودکان محدودترین و البته آسیب دیده ترین کودکان کار هستند. تعدادی بیشتر از کودکان خیابانی در کارگاه های تولیدی با شرایط سخت در حال کار هستند که آنها نیز در شرایط پر خطر تنفس کرده و دچار آسیب های مختلف میشوند. علاوه بر اینها حداقل ۵ میلیون کودک دیگر وجود دارند که از تحصیل محروم شده و یا در معرض آن قرار دارند.

✅ با وجود این شرایط نبود تعاریف عملیاتی و آمار دقیق نزد سازمان های دولتی مسئول همچون بهزیستی و وزارت رفاه، امکان مواجهه صحیح با این مسئله اجتماعی را از ما گرفته است.

« یادداشتی از جلال کریمیان، داوطلب فعال در انجمن دوستداران کودک پویش»