post

📜 به مناسبت بازگشایی مدارس، یادی کنیم از اولین روزهای تاسیس خانه کودک محمود آباد، مدرسه ای برای کودکان بازمانده از تحصیل منطقه:

🍁محمود آباد آنچنان روستای گم‌نامی نبود، کوره‌ها و آجرهایش را هر کس که دستی در بنایی و عمران داشت می‌شناخت، آجر ارزانی بود و بهره‌کشی بی محابا از کارگر در قیمتش متبلور.
پای اعضای قدیمی انجمن که به این روستا باز شد هنوز چند وقتی از تعطیلی و پلمپ مدارس خودگردان که توسط همیاری اهالی اهل افغانستان منطقه و با دریافت شهریه اداره می‌شد نگذشته بود.

🍁 خاطره تعطیلی مدرسه و آوارگی همیشه همراه اکثر بچه‌هایمان بود. یادمان هست که هر وقت شخصی با شکل و شمایل رسمی به خانه کودک می‌آمد بیم بسته شدن دوباره در مدرسه‌شان اولین چیزی بود که به ذهن بچه‌ها خطور می‌کرد.
آن اوایل اعضا فقط جمعه‌ها در کوره‌ها حاضر می‌شدند و کلاس‌هایی برگزار می‌کردند. هر کس به تبع سر سوزن ذوقش هرچه داشت را ارائه می‌داد. اما هفته بعد هرچه بود یادشان رفته بود.

🍁 این بود که ایده تاسیس خانه کودک محمود آباد با همان بضاعت مالی نزدیک به هیچ ولی یک دنیا انگیزه و هدف بوجود آمد. باید فضایی ایجاد می‎شد که مرحمی باشد بر دل بچه‌ها با کلاس‌های مداوم و هر روزه.

🍁یک کارخانه کفش تعطیل شده اولین مکان خانه کودک بود، سوله‌ای با سقفی بلند و فضایی بزرگ. بخاری نفتی داشت که جوابگوی سرمای پاییز و زمستان نبود. دو عدد فرش کنار هم پهن کردند و شد دو کلاس، دو در چوبی را هم رنگ کردند و تخته سیاه کلاس آماده شد. خانم خاوری و خانم کاظمی خسته از تعطیلی مدارس خودگردان، اولین معلمان خانه کودک بودند. دیگر همه چیز آماده بود! خانه کودک محمود آباد تاسیس شد…
«یادداشتی از محمدرضا دهنوی، عضو هیئت مدیره انجمن پویش»