post

✅ چند علتي بودن مساله كودكان كار ارايه يك تعريف همگن و تجويز يك راه حل مطلق را غيرممكن مي نمايد .در اين مورد باورها و عقايدي به طور شايع وجود دارد كه بايد با دقت و ترديد بيشتري به آن نگريست و از مطلق گرايي پرهيز جدي نمود. چرا كه گاهي اين باور هاي به ظاهر درست به طور تدريجي باعث ايجاد بي حسي جامعه نسبت به مسايل اجتماعي مي گردد. و در واقع عكس ظاهر خيرخواه خود عمل مي كند. از جمله شايعترين اين باورها اين است كه اكثريت يا همه كودكان كار در عضويت و تحت استثمار باندها هستند.

✅ هر چند وجود باندهاي هدايت و مديريت كودكان كار به طور موردي ممكن است، اما مفهوم مطلق اين باور به معني وجود ماهيت باندي در اكثريت موارد نادرست است. اكثريت كودكان كار تحت سرپرستي والدين يا نزديكان خود هستند و براي تامين معاش خانوار و گاهي نيازهاي غيرمعقول والدين و البته به طور جبري به فروشندگي در معابر و گذرگاه ها مي پردازند و شب ها به خانه هاي خود برمي گردند. عده ي كثيري از اين كودكان در مدارس محل هاي خود يا تحت پوشش تشكل هاي غير دولتي كودكان كار به تحصيل مي پردازند.

✅ يكي از مواردي كه به عنوان سند مساله باندي بودن كودكان كار عنوان مي گردد، شنيده ها و ندرتا ملاحظات افرادي است كه سوار و پياده شدن عده اي از كودكان كار را از يك ماشين صبح و شب ها گزارش كرده اند و اين مشاهده را تاويل به وجود باند كرده اند.

اما در اكثريت چنين مواردي با توجه به بافت زندگي در هم بافته و متراكم خانواده هاي محروم كودكان كار كه حتي در مواردي به صورت اتاقك هاي كنار هم در يك خانه بزرگ زندگي مي كنند، داستان از اين قرار است كه يك نفر كه معمولا يكي از والدين اين كودكان و صاحب وسيله نقليه است وظيفه اياب و ذهاب عده اي از اين كودكان كه در فاصله نزديك ازهم زندگي مي كنند را به عهده مي گيرد. اين كار براي صرفه جويي در زمان و هزينه جابجايي اين كودكان است و گاهي هم به طور نوبتي بين والدين تقسيم ميشود. اين مساله به علاوه ي بُعد خانوار نسبتا بيشتر مناطق زندگي اين كودكان مي تواند مشاهده كودكان كار نسبتا زيادي را كه صبح ها از يك ماشين سر چهارراه ها و معابر پياده و شب با هم به خانه هايشان بر مي گردند را توجيه كند .رويت اين وضعيت توسط عابران ممكن است به به برداشت باندي بودن كودكان كار تفسير شود.

✅ از سويي براساس نظر بسياري از فعالان عضو تشكل هاي غير دولتي حامي كودكان كار كه سال ها در اين زمينه تجربه دارند نيز وجود باندهاي كودكان كار محدود به موارد معدود و گاهي در حد شنيده هاست و وجود چنين مساله اي اي به عنوان پديده اي شايع و مطلق را منتفي مي دانند. ذكر موارد فوق هرگز بدين معني نيست كه غيرانساني بودن كار كودكان در چارچوب غيرباندي انكار شود .مقصود تنها اين است كه مطلق بودن فرضيه باندي بودن كار كودكان به چالش كشيده شود. اينكه ممكن است مواردي از باندهاي كودكان كار وجود داشته باشد اما اين مساله يك رويه غالب نيست و در اكثريت موارد اين مساله وجود ندارد .

✅ باور بسيار رايج ديگري نيز كه در ذهن جامعه به عنوان راه حل مساله كودكان كار وجود دارد: عدم خريد از كودكان كار به عنوان راهكار موثردرست براي جلوگيري از توسعه اين شبكه و ريشه كني آن است. ظاهر و مقدمه اين راهكار ساده ، جذاب و حتي در قسمت هايي درست است .اما جامع و مانع نيست و واجد نقص هاي اساسي است. اولا مطالعات بسياري در دنيا تحريم كار كودكان (محصولات توليد كار اجباري كودكان)را به عنوان راه حل بهبود وضعيت و تغيير مثبت شرايط به طور آماري و تحليلي رد كرده است موثر نمي داند. تجربه بسياري از فعالان صاحب تجربه كودكان كار داخل كشور نيز تحريم و عدم خريد به عنوان يك استراتژي مطلق در بهبود وضعيت اين كودكان را موثر ندانسته و اتفاقا اثرات اعمال آن به عنوان يك روش مطلق را مخرب مي داند.

مساله به نظر ساده مي رسد؛خريد نكنيم تا اين پديده ريشه كن شود. مشكل اينجاست كه مسايلي در اين روش ناديده گرفته شده است. براي بررسي بهتر است اين راه حل را با روش “فردا صبح چه مي شود “بيازماييم:

کودکی کودکان قابل فروش نیست.

✅ اگر از كودكان كار به عنوان يك راه حل خريد نشود بعد از مدتي كار بسياري از آنان كساد مي شود و روز بروز از تعداد آنان كاسته مي شود اما سوال اين است كه هر كدام از اين كودكان كار صبح فرداي روزي كه ديگر نمي تواننند سر معابر و چهار راه ها ظاهر شوند چه مي شوند و چه مي كنند؟ آيا به خانه ها و سركلاس هاي درس مي روند ؟آيا بعد از خوردن صبحانه مختصر به درس خواندن ،ورزش كردن ،يادگيري يك حرفه يا هنر و…مي پردازند؟آيا در مسير توانمند سازي قرار مي گيرند؟ پاسخ متاسفانه منفي است. بعد از بيكاري و محو شدن از چهار راه ها، معابر و ديد عموم، اين كودكان وارد دنياي زيرزميني كار كودك مي شوند كه هر چند كمتر به چشم مي آيد اما به مراتب خطرناكتر و خشن تر است و هيچ ناظر و شاهدي حتي در سطح رهگذران عادي هم ندارد. كار در كارگاه هاي وحشتناك بازيافت، كارگاه هاي زير زميني، خرده فروشي مواد مخدر، در معرض آزار هاي جسمي و جنسي قرار گرفتن و… تنها قسمت كوچكي از قله اين كوه يخ برآمده از بحران است. تنها وقتي مي مي توانيم از تحريم به عنوان يك روش موثر ياد كنيم كه ساز و كارهاي توانمند سازي، تحصيل و حمايت از اين كودكان، منطبق با روش “صبح فردا” فراهم باشد.

✅ هرچند اين يك واقعيت است كه بسياري از كودكان كار و خيابان در تامين معاش خانواده كمك مي كنند، قصد اين يادداشت تاييد يا تكذيب خريد يا عدم خريد نيست .هركس ممكن است چيزي كه بدان احتياج دارد را بخرد يا اينكه نخواهد چيزي را بخرد ،اين از ساده ترين حقوق هر فرد است. هدف اين است كه روشن گردد تئوري باند پنداشتن اكثريت كودكان كار يا تحريم و نخريدن كالا بيش از اينكه يك واقعيت باشد روشي براي ساده كردن موضوع، مرهمي مصنوعي بر وجدان عمومي و بي تفاوتي تدريجي نسبت اين مساله مهم و ايجاد نوعي بدبيني نسبت به آن است.

واضح است كه راه حل تحريم مطلق كودكان كاري كه ازقضا تحت استثمار باندهاي خطرناك هستند به عنوان يك وظيفه اجتماعي! ممكن است آرامش كاذب ذهني ايجاد نمايد، چون واجد نوعي حتميت توام با انفعال است اينكه به پشتي آن مي توان به دروني ترين لايه هاي ذهني گفت:”مي بينيد ،كاري از من بر نمي آيد” و گذر كرد. نسبت به اينكه ببينيم براي يك كودك كار آسيب ديده كه در خانواده اي محروم زندگي مي كند چه مي توان كرد.

✅ باور جامعه نسبت به اين مساله اساسي، غير عادلانه و اسف بار كه نيازمند اقدامي عاجل و واقعي است بايد حساس بماند تا تحرك مدني ناشي از آن عاملي براي توجه روز افزون به اين مساله باشد و متولي مشخصي براي ورود موثر به اين مساله در كنار سازمان هاي مردم نهاد حامي كودكان كار در سطح كلان حكومتي -و نه فقط دولت-تعريف گردد.

در سطح جامعه حمايت از تشكل هاي مردم نهاد كه وجهه همتشان در توانمند نمودن كودكان كار است موثرترين روش براي افراد دغدغه مند است و بايد هميشه به خاطر داشت كه بالاتر از مساله خريد يا عدم خريد از كودكان كار چگونگي انجام هر كدام از اين دو انتخاب مهم است:

خريد در صورت نياز و بدون ترحم

عدم خريد با حفظ احترام و عدم تحقير.

✅در پايان از تمام كودكان نازنين كار و فعالان گرانقدر زحمتكش تشكل هاي غيردولتي حمايت از كودكان كار كه داستان هاي زندگي و تجربه هاي ارزشمندشان را بي شائبه در اختيار نگارنده يادداشت گذاشتند با نهايت احترام و از صميم قلب سپاسگزارم.

بابك خطي

طبيب و فعال حقوق كودك