post

⏹در دانشگاه، حداقل در دوره کارشناسی، برای مددکاران گذراندن سه سرفصل ضروری بود: مددکاری فردی، گروهی و جامعه‌ای. زمانی که از مددکاری جامعه‌ای برایمان سخن به میان می‌آمد تصور اکثریت این بود که مددکار همچون قهرمانی پا به عرصه جامعه گذارده و با عصایی جادویی دنیا را زیرورو می‌کند. برای اغلب مددکاران هم تصور چنین نقشی دور از ذهن به نظر می‌رسید. چگونه یک مددکار تازه فارغ‌التحصیل شده می‌تواند جامعه‌ای را به‌جایی بهتر تبدیل کند؟

⏹برخی بر این باور بودند که وسیله و هدف مددکاری جامعه‌ای، فقط ارائه خدمات و تدارک منابع بهتر و کارآمدتر برای مردم است، بعدها که به عنوان مددکار جامعه ای در پایگاه خدمات اجتماعی مشغول به کار شدم دریافتم که هدف یک مددکار جامعه ای می تواند میسر ساختن فرایند کشف و یادگیری درون یک اجتماع به‌هم‌پیوسته و دارای حس زندگی جمعی باشد. یکی از رویکردهایی که بسیار می تواند برای مددکاران جامعه ای کمک کننده باشد همانا محله گرایی است. بعدها در عمل با ادبیات محله گرایی آشنا شدم.

⏹ در این رویکرد، مددکاران زمانی که پا به عرصه جامعه‌ای می‌گذارند لازم نیست عصایی جادویی به دست بگیرند. تنها لازم است واحدهای کوچک‌تر جامعه را بشناسند و شناختی خوب و کافی از آن بیابند و رویکرد محله گرایی را ترویج دهند؛ اما واحدهای کوچک‌تر در جامعه چه هستند؟ محلات… اگر با رویکرد محله گرایی به مددکاری جامعه‌ای بپردازید نیمی از راه را رفته‌اید؛ اما خود محله گرایی به چه معناست؟

⏹محله گرایی به طور خلاصه یعنی سپردن امور محلی به مردم و ایجاد واحدهای محلی در نظام مدیریت و اداره امور شهرها. محله گرایی دارای دو بعد انس با محله و تعامل با نهادهای محله است. این یعنی یک مددکار جامعه‌ای از سویی ارتباطات مردم با یکدیگر را تسهیل می‌کند و از سوی دیگر شرایط تعامل مردم با نهادهای موجود در محله را فراهم می‌آورد. و در نهایت به افزایش سرمایه اجتماعی در محلات کمک می کند.

⏹ اما چگونه ارتباطات مردم با یکدیگر را تسهیل کنیم؟ چگونه تعامل مردم با نهادهای موجود در محله را فراهم بیاوریم؟ این بحثی است که بعدها در یادداشت دیگری به آن خواهم پرداخت. اما در درجه اول امیدوارم مددکاران در گام اول این رویکرد را شناخته و در جهت آن گام بردارند.

⏺یادداشتی از «گیلدا بروجردی» تسهیل‌گر و مددکار اجتماعی