post

⏬«درباره ۷۰ هزار تومنی کمیته امدادبه کودکان سوءتغذیه ای»

⏹برخی اوقات چه در سطح خرد و چه در سطح کلان انسان ها ،نهادها وسازمان ها و… کاری می کنند که فقط کاری کرده باشند. یعنی بر اساس نیاز و انتظار دیگران و بخش های مختلف جامعه و برای فروکش کردن این اعتراضات و انتظارات دست به اقداماتی می زنند که به آن ها گفته نشود چرا دست روی دست گذاشتید و هیچ نمی کنید. فرضا اگر جامعه زندانی ها خواستار رسیدگی به وضعیت بهداشتی و عذایی خود هستند سازمان زندان ها می تواند دستور به تغییر مدیران خدماتی زندان کند یا آن ها را توبیخ کند. در این حالت قاعدتا زندانی ها خرسند از این اقدام و به مدیریت زندان امیدوار می شوند . اما اگر مدیریت جدید غذای زندان و خدمات بهداشتی را فقط یک پله بهتر کرد و هنوز تا حداقل حقوق رفاهی لازم که حق هر زندانی است کوشا نبود وبه اعتراض دوباره زندانی ها توجه جدی ای نشد، به سرعت آن چیزی که در ذهن تداعی می شود، نمایشی بودن اقدام مدیریت زندان ها است. در واقع مدیریت فقط خواسته کاری بکند که از بار فشار انتظارات و اعتراضات بکاهد و نه چیزی بیش تر.

⏹جامعه ما از این اقدامات صوری این چنین در سطح کلان و سیستمی و در سطح میانه (نهاد ها و سازمان ها) اشباع شده است. اقدام اخیر کمیته امداد درراستای دادن حقوق ۷۰ هزار تومنی به کودکان دارای سوءتغذیه هم تقریبا از این جنس است. قاعدتا مسئله نه در سطح فرد و خبیث یا خسیس بودن افراد دست اندرکار بلکه در سطح نهادی باید جستجو شود.

⏹ یک دسته از نهادهای مدنی سازمان های مردم نهادند. در کشورهایی مانند امریکا نزدیک به ۲ میلیون از این سازمان ها وجود دارد که تامین کننده نیازهای بخش های کم جان و ضعیف جامعه و واسطه بین افراد ،جامعه و دولت هستند. این سازمان ها در ساخت دولت نیستند و مستقل اند. اگرچه برخی اوقات کمک های دولتی دریافت می کنند. معادل این سازمان ها را در ایران در شکل سنتی مساجد و … هستند که در آنها هدف کمک های مردمی در کنار چندین و چند هدف دیگر دنبال میشود و انتصاب مدیران مساجد دولتی است و یا سازمان های ایدئولوژیک دولت نهاد مانند کمیته امداد و… هستند که نه تنها اساس شکل گیری آن ها دولتی است بلکه انتصابات و بخشی از بودجه و… و حتی اساس نامه آن هم زیر نظر حاکمیت و دولت است.

پول نمی خواهیم، تغییر میخواهیم.

⏹ تجربه تاریخی(تجربه تاریخی این سازمان ها در غرب و تجربه سازمان های نیمه دولتی ما در ایران) نشان می دهد که سازمان های مردم نهاد به علت ارتباط بی واسطه تر و نزدیک تر با نظم متکثر و پخش جامعه که به راحتی در دست سازمان های متمرکز نمیه دولتی نمی آید بهتر و مفیدترعمل می کنند که متاسفانه در ایران سنت دیرپایی ندارند.

⏹اگر به همین اقدام اخیر کمیته امداد بنگریم که حقوق ۷۰ هزار تومن برای کودکان دارای سوءتغذیه باشد، بیشتر متوجه میشویم که این اقدام به چه میزان صوری و در شکل رفع تکلیف بوده است. اول از همه اینکه مبلغ ۷۰ هزار تومن امروز معادل کمتر از ۲۰$ آمریکا در ماه است.یعنی روزی کمتر از یک دلار. روزی ۷۰ سنت. بنا بر آمار بانک جهانی آن هم در سال ۲۰۰۵ خط فقر زیر روزی ۱٫۲۵$ است که یعنی روزی نیم دلار پایین تر از حتی خط فقر مطلق . آن هم آمار ۱۲ سال پیش.

⏹اگر عینی تر بخواهیم آن را حساب کنیم میتوانیم و بخواهیم در کمترین حالت روزی یک لیوان شیر و یک قالب کوچک پنیر و یک قرص نان و در ماه یک کیلو برنج و نیم کیلو گوشت و یک کیلو مرغ را حساب کنیم که بسیار پایین تر از مصرف سرانه و معمول میانگین جامعه است قیمت آن به نزدیک به ۱۵۰ هزار تومان می رسد که بیش از دوبرابر پرداختی کمیته امام است.

⏹علاوه بر مشکل درآمد و فقر ، آگاهی خانواده های آنان از دانش تغذیه ای است. مسئله ای که با پرداخت پول حل نمیشود . خانواده ای که زیر خط فقر است قاعدتا دچار فقر فرهنگی و آگاهی پایین نسبت به بهداشت و غذا و سلامتی نیز است. چه این پول را به خود کودک بدهیم چه به خانواده اش قاعدتا احتمال رفع سوء تغذیه را خیلی افزایش ندادیم. به نظر می آید سازمان های نیمه دولتی اینچنینی بیشتر از حل کردن مساله بدنبال جمع کردن مساله هستند و نگاه صوری و غیرهمه جانبشان به یک مساله فقط در سوی اقداماتی _چون کاری کرده باشیم_ است، صدقه دادنی از جنس ثواب و رفع تکلیف.

⏺«علی بیغش»

دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی شهید بهشتی و عضو هیئت تحریریه انجمن پویش