post

⏹در كوچه های مركزي يكي از روستاهاي اطراف سرپل ذهاب در معيت اعضاي يك تشكل مردم نهاد مشغول ويزيت هستم، بيمارانم بيشتر زنان و مردان سن و سالداري هستند كه موقع زلزله زير آوار مانده و آسيب ديده اند يا زيرفشار نگراني حادثه شرايط کمابیش تحت كنترل بيماري هاي مزمن آنها بهم ريخته است.

كودكان، دور و بر ما مشغول بازي و حرف زدن با ساير اعضاي گروه هستند و با اينكه ته نگاهشان غمي سنگین لانه کرده است اما از تك و تا نيفتاده اند.

چشمم به جواني ميان صف بيماران مسن مي افتد؛لباس و دستار كردي به بر دارد و محجوبانه سربزير انداخته است. كنجكاو مي شوم كه اين سرو رعنا براي چه كاري آمده است.نوبتش که مي رسد مي فهمم همسرش هفت ماهه باردار است و قرار مي گذاريم بعد از اتمام بيماران براي ويزيت به اتفاق به خانه شان برويم.

بعد از تمام شدن بيماران با راهنمايي او همراه يكي از خانم هاي گروه درمان كه دانشجوي پزشكي است به سمت خانه شان طرف پايين روستا مي رويم و  در اين مسير كوتاه گپ مي زنيم .

خوشبختانه بعد از رسيدن و شرح حال و معاينه شرايط مادر و مسافر كوچولويش خوب و ثابت است .توصيه هاي را مي كنيم و مقداري مكمل كه همراهمان است به مادر مي دهيم و با خانواده كه با تشكرهايشان شرمنده مان مي كنند خداحافظي مي كنيم و سينه كش تپه را به سمت محل استقرار گروه بالا مي رويم.

⏹كودكان مشغول جست و خیز و كودكي كه قرار است به زودي به دنيا بيايد در ذهنم مي گردند، اينكه هنوز مي توان در اين شرايط دردناك به رسيدن روزهاي خوب اميد داشت.

اما اين اميد نياز به تلاش و توجه فراوان دارد .حالا بعد از شوك اوليه زلزله كار اساسي تازه آغاز مي شود و آن ساختن آينده است .

كودكان، زنان باردار ،زنان سرپرست خانوار و…جز گروه هايي هستند كه در كنار برنامه ريزي هاي ديگر نياز به توجه ويژه دارند و در اين ميان كودكان شايد خاص ترين وضعيت را دارند.

سازمان هاي مسوول و متولي حکومتی ساماندهي شرايط بعد از اين بحران وظيفه اكيد دارند در مورد ترميم شرايط روحي،تامين نيازهاي مادي ،تسهيل شرايط آموزشي و در يك كلام برنامه ريزي براي ساختن آينده اين آينده سازان جامعه تمام مساعي خود را به كار بندند و با نياز سنجي دقيق به برنامه ريزي بپردازند و شرح برنامه ها و ميزان پيشرفت آن را در بازه هاي زماني مناسب به طور دقيق و شفاف به محضر ملت اعلام كنند تا موارد كاستي هايي كه كسي مسووليت آن را به عهده نمي گيرد به حداقل برسد و كمتر شاهد مصاحبه هاي كلي گويانه ي بدون قابليت ارزيابي كه ترجيع بند آنها عباراتي مثل”پيشرفت ها و تلاش هاي خوبي!شده اما نقص هايي هم داشتيم”است باشيم.

اگر قرار است ضمانتي براي آينده اين كودكان و ساير گروه هاي آسيب پذير وجود داشته باشد تنها در گرو مشخص بودن مسووليت و وظايف هر فرد مسوول و سازمان متولي و الزام به پاسخگويي شفاف در برابر آن است.

⏹در سمت دیگر این معادله مردم جامعه و سازمان های مردم نهاد وجود دارند که با حساسیت نشان دادن به مساله و فعالیت بی آلایش خود-صرفنظر از موارد و گروه های اجتماعی معدودی که اعماشان به نیت قربةًالی سِلفی بوده ،‌بوی ناخوشایند آن در فضای جامعه بلند شده و زشتی آن اظهر من الشمس شده است – از مرحله اول این آزمون سربلند بیرون آمده اند.

حالا مرحله مهمتر كه همانا برنامه ریزی های میان مدت و بلند مدت برای سازندگی و جبران خسارات وارده است شروع مي شود.

شایسته است تشکل ها و کمپین های مردم نهاد جامعه با برآوردهای دقیق تر نيازها،اولویت بندی مشکلات ،نگاه آینده نگرانه و برنامه ریزی طولانی مدت ، سرمایه های انسانی و مالی جامعه را طوری مدیریت نمایند که زنجیره ي حمایت اجتماعی برای پشتیبانی از آسیب دیدگان محدود به روزهای اول حادثه نماند و به طور همیشگی و در موارد پیش بینی نشده آتی متصل باقی بماند.بدین مفهوم اين تشكل ها که سرمایه های انساني و مالی جامعه را با دقت و درایت استفاده نمایند تا در این مرحله ثانویه سازندگی نیز جامعه به بهترین وجه به وظایف اجتماعی و انسانی عمل نمايد.

⏹تقریبا به محل استقرار گروه رسیده ایم .مردی از اهالی روستا از روبرو می آید دو بره زیبای خیلی کوچک که انگار دوقلو هستند و احتمالا همین روزها به دنیا آمده اند را زیر بغلهایش گرفته است.بوی زایش و زندگی از در و دیوارهای شجاع و غمگین زلزله از سرگذرانده‌ به مشام میرسد.

در لحظه ای نگاه مرد با نگاهم تلافی می کند و هر دو بهم ناخودآگاه لبخند می زنیم.

سلام می کنم….

⏺یادداشتی از «دکتر بابك خطي»

طبيب كودكان