post

زبان مادری و برابری آموزشی

http://pooyeshngo.com

زبان مادری

زبان ابزاری برای پیوند میان انسانها است. همه ما وقتی چشم بدنیا میگشاییم، با زبان مادری انس گرفته ، رشد کرده و به بالندگی می رسیم. از همین روست که زبان مادری، بخشی از هویت هر فردی را شکل میدهد. هر کدام از ما شاید زبان های دیگری را نیز آموخته باشیم و بدانیم، اما این زبان مادری است که با آن خواب میبینیم و فکر میکنیم. زبان مادری از عمق و ژرفای بیشتری در ذهن ما برخوردار است و این چنین است که در جایگاه شناخت و توصیف هر مطلبی ، با زبان مادری بسیار کامل تر و گویا تر آن مفهوم را درک کرده و توصیف میکنیم.

در الگوهای انسان گرای آموزشی، آموزش با زبان مادری، به کودکان یاری میرساند تا علاوه بر داشتن فرصت های برابر آموزشی، درک بهتر مطالب و احساس نزدیکی ذهنی بیشتر با مفاهیم را نیز داشته باشند. وقتی کودکان ما بتوانند با زبان مادری خویش تحصیل علم و معرفت کنند، از آرامش بیشتری در زندگی برخوردار خواهند بود. آرامش در زمینه های ذهنی، روانی، اجتماعی و فرهنگی از این جمله اند. در چنین شرایطی زمینه برای رسیدن به “صلح درون” که همواره از بانو توران میرهادی اموخته ایم، آماده تر خواهد بود.

🔲زبان مادری پیش نیاز رشد هیجانی و ذهنی فرزندان ماست، زیرا که نخستین مفهوم سازی های کودک از خود و جهان پیرامونش برپایه زبان مادری اش شکل میگیرد. سخن گفتن و آموزش با زبان مادری به شخص جرات می بخشد. یکی از مزایای آموزش با زبان مادری، اثری است که این امر بر پیوند عمیق تر اجتماعی، بالندگی، رشد و پویایی جامعه خواهد داشت. چرا که یکی از نشانه های پویایی و سالم بودن جامعه، پاسداری از تنوع و چندگانگی موجود در جوامع، هویت افراد و قومیتها و در نهایت تعاملی است که این خرده فرهنگها در بستر فرهنگ و جامعه با یکدیگر خواهند داشت.

نلسون ماندلا می گوید : ((اگر با شخصی به زبانی سخن بگویی که بفهمد، آن سخن به ذهن او می نشیند. اگر با او به زبان خودش سخن بگویی، آن سخن به دلش می نشیند.))

در نظام آموزشی کشور سوئد، شرایطی فراهم میشود تا دانش اموزانی که زبان مادری متفاوتی دارند، بتوانند زبان مادری خویش را نیز توسعه و بهبود بخشند. برای این منظور آنها معلمی هم زبان و هم فرهنگ خویش دارند که هفته ای یکبار با آنها ملاقات کرده، بازی میکنند، نقاشی می کشند، سرود میخوانند، کارهای دستی گروهی انجام میدهند، کتاب میخوانند. یا دانش آموزانی که تازه به سوئد آمده اند این امکان فراهم است که تشریح دروس را به زبان مادری خویش دریافت کنند. این چنین هویت و فرهنگ کودک را غنی تر می کنند.

http://pooyeshngo.com

زبان ماذری


🔲فراهم نشدن آموزش به زبان مادری به معنای عدم رعایت فرصت برابر آموزشی، و یادگیری است. دانش آموزی که زبان مادری او پارسی است و آموزش هم به زبان او فراهم می آید، نسبت به دانش آموزی که زبان او ترکمنی یا کردی است، فرصت یادگیری بیشتری بدست می آورد. در زندگی دانستن زبان های دیگر یا ندانستن آنها، سخن گفتن یا نگفتن با آن زبان ها، نشانه ای بر خوب بودن، بد بودن و یا برتری افراد نسبت به هم نیست، اما آموزش با زبان مادری به فرزندان ما این اجازه را خواهد داد تا عمیق تر بیاموزند، بیاندیشند و آگاهانه تر زندگی کنند.

🔸یادداشتی از « سپهر شجری» عضو هیات تحریریه انجمن پویش

post

قانون مداری یا قانون شکنی؟!

http://pooyeshngo.com

اعتصاب

🔲اعتصاب به معني خودداري ارادي و گروهي كاركنان از كار است كه به منظور رسيدن به هدف يا اهداف خاص انجام مي شود.

اين اقدام سمبليك بوده ، به منظور بيان مشكلات و نابساماني هاي اقتصادي ، اجتماعي و شغلي و مورد رسيدگي قرار نگرفتن خواسته هاي قانوني كاركنان و انباشته شدن اين بي توجهي ها در وهله اول و اعتراض به سوءرفتار كارفرما يا مقابله با اعمال قدرت يك طرفه ي غيرعادلانه ي او صورت مي گيرد.

اعتصاب هيچ گاه قدم اول در حل اختلاف بين كاركنان و كارفرمايان نيست .يعني قطعا قبل از توسل به آن انواع تدابير، تمهيدات و گفتگوها براي حل مساله انجام شده است اما به دليل به نتيجه نرسيدن و به عنوان اقدام نهايي -البته با رعايت موارد ويژه مثلا در مورد شغلي مثل آتش نشاني يا موارد مشابه قرار دادن پست كشيك اورژانس حين اعتصاب مد نظر باشد -به آن مبادرت مي گردد.

🔲طبق منشور حقوق سنديكايي جهاني مصوب١٩٧٨ پراگ اعتصاب يك حق اساسي بوده كه انجام آن بايد بدون هيچ محدوديتي قابل انجام باشد و انجام آن نبايد به هيچ وجه باعث جريمه ،تنبيه يا هرگونه توبيخي در جريان يا بعد از اقدام اعتراضي گردد.

البته اين اشل جهاني است و در بسياري نقاط دنيا اين حق از زماني خيلي قبل تر هم بوده است ؛مثلا در فرانسه از سال ١٨٦٤ ميلادي و در انگلستان از سال ١٨٧٥ميلادي به عنوان يك قانون حق اعتصاب وجودداشته است .

در ماده ١٤٢ قانون كار ايران نيز به دست كشيدن از كار ضمن حضور در محل كار در موارد اختلاف بين كارفرما و كاركنان اشاره شده است و هياتي نيز مسوول رفع اين اختلاف بايد باشد.در ماده ١٤٣همين قانون ذكر شده است كه اگر نظر هيات تشخيص در زمان مشخص به توافق طرفين نرسد نياز به دخالت مراجع بالاتر وجود دارد .

در ماده ١٤٢ اصلاحيه قانون كار كه البته همچنان بين مجلس و دولت در جريان است و هنوز به تصويب نهايي نرسيده است به اين اعتراض صنفي حتي به طور موكدتري اشاره شده است.

http://pooyeshngo.com

اعتصاب


🔲در كنار نظرات عمدتا حمايت شده از طرف كارفرمايان مبني بر اثرات سوء اعتصاب بر بهره وري ، طبق برخي نظرات جامعه شناسي اعتصاب مي تواند باعث افزايش بهره وري هم باشد ،يعني اگر اعتصاب بتواند رابطه ناعادلانه بين كاركنان و كارفرما را با فرايند چانه زني و گفتگوي با موضع برابر اصلاح كند و توازن منطقي بين خواست هاي دو طرف پديد آورد طبعا باعث رضايتمندي بيشتر و افزايش چشمگير بهره وري خواهد بود.

🔲بنابراين خصوصا از طرف كارفرما كه صاحب امكانات بودجه اي و مالي است انتظار مي رود از تعامل منصفانه موثر استقبال كند و براي تامين خواسته هاي يك طرفه خود يا دريافت سود بيشتر به تخريب فضا و پرهزينه كردن اعتراض نپردازد. ظاهرا بخشي ازجامعه كارفرمايي با طرح بحث هايي در مورد غيرقانوني بودن چنين اعتراضاتي از آن به عنوان عاملي براي پرهزينه كردن اعتراض استفاده مي كند ، در حالي كه مابه ازاء قانوني در قوانين كشوري و جهاني بر خلاف آن است.

كارگران يا كاركنان يك مجموعه ،به دنبال يك زندگي با حداقل امكانات هستند و توسل به اعتصاب از سوي آنان به معني وجود شرايطي است كه كارد به استخوان رسيده يا حتي از آن هم رد شده است .بنابراين اتهام زني به آنان در اين شرايط مي تواند غير منصفانه ترين انتخاب باشد.

🔲پيكان اين برخوردهاي غير عادلانه متاسفانه بيشتر به سمت مسوولين و نمايندگان اين تشكل هاست كه بايد با خاطري آسوده پيگير حقوق تشكل ها و همكاران خود باشند .ولي گويي اراده اي در ميان برخي كارفرمايان وجود دارد كه مي خواهد به انحا مختلف چون بي اعتبار كردن حيثيتي-اجتماعي ،انگ هاي امنيتي ، فشار مالي،لغو قراردداد يا قراردادهاي كوتاه مدت و…آنها را وادار به سكوت يا از دور خارج كند.

در صورتي كه پرهيز از اعمال فشار ،به رسميت شناختن اعتراض و تلاش براي رسيدن به نقطه برد برد براي دو طرف راه موثر تري در بهبود بهره وري و كيفيت خدمات و توليد است.شرايطي كه هم كاركنان و هم جامعه و هم كارفرما از اثرات مفيد آن سود مي برند.

🔸 یادداشتی از «دکتر بابك خطي»

post

درهفته ای که گذشت…

http://pooyeshngo.com

خانه کودک محمود آباد


این هفته خانه کودک محمود آباد هم مانند همه ی شهر بلاخره هوای پاک را تجربه کرد.دانش آموزان خانه کودک امتحانات ترم اول را پشت سر گذاشته اند. اولین هفته از ترم جدید را آغاز کرده اند، و سواد آموزان پله ای جدید از یاد گیری را طی کرده اند. بیشتر

post

غفلت دربرابر کودکان زباله گرد

غفلت بهزیستی دربرابر کودکان زباله گرد
برخي كودكان سرزمين‌مان امروز به جاي بازي، سرگرم تامين معاش خود و خانواده‌شان هستند و در اين راستا برخي نيز در مشاغلي به كار گرفته مي‌شوند كه نه با روحيه و نه با قامت نحيف‌شان و نه با دستان كوچك‌شان سازگاري ندارد. زباله‌گردي از مشاغلي است كه كودكان زيادي را گرفتار خود كرده و مجبورند تا روزي خود و خانواده را از لابه‌لاي آشغال‌ها به‌دست آورند. هرچند در مورد نقض حقوق كودكان بحث‌هاي زيادي مطرح شده است اما بحث زباله‌گردي كودكان از موضوعاتي است كه با هيچ منطقي سازگار نيست.قوانين بين المللي كودكان زير هجده سال و قوانين داخلي، كودكان زير شانزده سال را كودك تلقي كرده اما متاسفانه در بسياري مواقع شاهديم كودكي هشت يا نه ساله با قامتي كوتاه، باري از زباله را به دوش مي‌كشد. منظره تا شدن كودك در سطل زباله شهرداري كه آشغال‌ها را زير و رو مي‌كند تا آنچه مي‌خواهد را بيابد، شايد از تلخ‌ترين مناظري است كه هيچ عابري نمي تواند راحت از كنار آن بگذرد. كودكاني كه بايد فارغ از تمامي مشكلات با بازي و سرگرمي، تجارب آينده خود را به‌دست آورند و با شادي روزگار بگذرانند اما انگار برخي از آنان اين روزها تمرين زندگي را آغاز كرده و مانند بزرگسالان به فكر تامين معاش خود هست. بیشتر

post

آیا آشنایی با فلسفه برای تربیت کودک ضروریست؟

بیایید با یک پرسش کم و بیش غیرمتعارف آغاز کنیم: آیا برای تربیت فرزند، دانستن فلسفه ضروری است؟ صورت این سؤال ساده به نظر می‌رسد. امّا می‌توان تلاش فلسفی خود را از همین جا آغاز کرد و پرسید: منظور شما از “تربیت فرزند”، “دانستن فلسفه” و “ضروری” چیست؟ شروع خوبیست و به نظر می‌رسد توضیح این سه مفهوم عملاً ما را به پاسخ پرسشی که به دنبال آن هستیم نزدیک می‌کند. پس بیایید هر کدام از این سه مفهوم را با هم بکاویم:

⏹تربیت کردن فرزند: پیش فرض این مفهوم این است که ما می‌توانیم یا حتی وظیفه داریم در شکل گیری ساختارهای فکری و عاطفی انسانی که نوع خاصی از پیوند خونی را با ما دارد نقش داشته باشیم. به نظر این مفهوم برای اکثر ما آشناست. ما خواسته یا ناخواسته، فعّالانه یا منفعلانه و هدفمند یا بی هدف، امکانات و ابزارهای عینی و روانی ای را در اختیار فرزندانمان می‌گذاریم که به آن‌ها امکان می‌دهد درکی از خودشان، جهان پیرامونشان و اهداف و ارزش هایشان داشته باشند.

⏹در حقیقت ما جعبه ابزاری را به فرزندانمان می‌دهیم که به آن‌ها امکان می‌دهد خودشان و جهان پیرامونشان را بشناسند و با این جهان ارتباط برقرار کنند: بتوانند مطلوب هایی را برای زندگی هایشان انتخاب کنند و در پرتو آن‌ها زندگی معنی داری داشته باشند، بتوانند احساسات خودشان را بشناسند و از آن‌ها در راستای آرامش و رضایت یا رسیدن به اهدافشان استفاده کنند، بتوانند دیگری را بفهمند و با او ارتباط برقرار کنند و … . بااین اوصاف تربیت کردن یا به عبارتی تربیت شدن به سال های آغازین رشد و همینطور به مراقبین اوّلیه فرد محدود نمی شود. ⏹

⏹با این حال دانش روانشناسی به ما نشان داده است که نقش مراقبین اوّلیه و سال های آغازین رشد، از سایر عوامل به مراتب بیشتر است. با این اوصاف، به طور خلاصه می‌توان گفت: تربیت کردن فرزند یعنی فراهم آوردن نوعی جعبه ابزار شناختی، عاطفی، رفتاری و … برای کودک تا بتواند در باقیمانده عمر از آن‌ها برای بهروزی و خوشبختی خود بهره بگیرد. امّا این کار بیش از آن که در آغاز به نظر می‌رسد دشوار است. اگر بخواهیم نقش فعّالانه ای در فراهم آوردن این جعبه ابزار داشته باشیم ناگزیر باید به پرسش هایی پاسخ دهیم که شاید تا پیش از این خودمان نیز به آن‌ها پاسخ نداده ایم:

⏹ زندگی خوب چیست؟ چه چیزی یک زندگی خوب را می‌سازد؟ آیا زندگی خوب محصولِ داشتن ِمجموعه ای از چیزهاست یا رسیدن به مجموعه ای از احوال و چشم اندازها؟ آیا همه انسان‌ها می‌توانند از یک الگوی واحد برای رسیدن به زندگی خوب استفاده کنند؟ آیا مطلوب های روانشناختی کودک من با مطلوب های روانشناختی من یکسان هستند؟ آیا آنچه من زندگی خوب می‌دانم، همانیست که او هم باید به دنبال آن باشد؟ من تا چه حد می‌توانم در تربیت فرزندم نقش داشته باشم؟ و …

⏹ زندگی خوب چیست؟ چه چیزی یک زندگی خوب را می‌سازد؟ آیا زندگی خوب محصولِ داشتن ِمجموعه ای از چیزهاست یا رسیدن به مجموعه ای از احوال و چشم اندازها؟ آیا همه انسان‌ها می‌توانند از یک الگوی واحد برای رسیدن به زندگی خوب استفاده کنند؟ آیا مطلوب های روانشناختی کودک من با مطلوب های روانشناختی من یکسان هستند؟ آیا آنچه من زندگی خوب می‌دانم، همانیست که او هم باید به دنبال آن باشد؟ من تا چه حد می‌توانم در تربیت فرزندم نقش داشته باشم؟ و …⏹با این حال دانش روانشناسی به ما نشان داده است که نقش مراقبین اوّلیه و سال های آغازین رشد، از سایر عوامل به مراتب بیشتر است. با این اوصاف، به طور خلاصه می‌توان گفت: تربیت کردن فرزند یعنی فراهم آوردن نوعی جعبه ابزار شناختی، عاطفی، رفتاری و … برای کودک تا بتواند در باقیمانده عمر از آن‌ها برای بهروزی و خوشبختی خود بهره بگیرد. امّا این کار بیش از آن که در آغاز به نظر می‌رسد دشوار است. اگر بخواهیم نقش فعّالانه ای در فراهم آوردن این جعبه ابزار داشته باشیم ناگزیر باید به پرسش هایی پاسخ دهیم که شاید تا پیش از این خودمان نیز به آن‌ها پاسخ نداده ایم:⏹با این حال دانش روانشناسی به ما نشان داده است که نقش مراقبین اوّلیه و سال های آغازین رشد، از سایر عوامل به مراتب بیشتر است. با این اوصاف، به طور خلاصه می‌توان گفت: تربیت کردن فرزند یعنی فراهم آوردن نوعی جعبه ابزار شناختی، عاطفی، رفتاری و … برای کودک تا بتواند در باقیمانده عمر از آن‌ها برای بهروزی و خوشبختی خود بهره بگیرد. امّا این کار بیش از آن که در آغاز به نظر می‌رسد دشوار است. اگر بخواهیم نقش فعّالانه ای در فراهم آوردن این جعبه ابزار داشته باشیم ناگزیر باید به پرسش هایی پاسخ دهیم که شاید تا پیش از این خودمان نیز به آن‌ها پاسخ نداده ایم:

یادداشتی از: « دکتر محمود مقدسی»، مترجم و‌ نویسنده⏹ زندگی خوب چیست؟ چه چیزی یک زندگی خوب را می‌سازد؟ آیا زندگی خوب محصولِ داشتن ِمجموعه ای از چیزهاست یا رسیدن به مجموعه ای از احوال و چشم اندازها؟ آیا همه انسان‌ها می‌توانند از یک الگوی واحد برای رسیدن به زندگی خوب استفاده کنند؟ آیا مطلوب های روانشناختی کودک من با مطلوب های روانشناختی من یکسان هستند؟ آیا آنچه من زندگی خوب می‌دانم، همانیست که او هم باید به دنبال آن باشد؟ من تا چه حد می‌توانم در تربیت فرزندم نقش داشته باشم؟ و …⏹با این حال دانش روانشناسی به ما نشان داده است که نقش مراقبین اوّلیه و سال های آغازین رشد، از سایر عوامل به مراتب بیشتر است. با این اوصاف، به طور خلاصه می‌توان گفت: تربیت کردن فرزند یعنی فراهم آوردن نوعی جعبه ابزار شناختی، عاطفی، رفتاری و … برای کودک تا بتواند در باقیمانده عمر از آن‌ها برای بهروزی و خوشبختی خود بهره بگیرد. امّا این کار بیش از آن که در آغاز به نظر می‌رسد دشوار است. اگر بخواهیم نقش فعّالانه ای در فراهم آوردن این جعبه ابزار داشته باشیم ناگزیر باید به پرسش هایی پاسخ دهیم که شاید تا پیش از این خودمان نیز به آن‌ها پاسخ نداده ایم:⏹با این حال دانش روانشناسی به ما نشان داده است که نقش مراقبین اوّلیه و سال های آغازین رشد، از سایر عوامل به مراتب بیشتر است. با این اوصاف، به طور خلاصه می‌توان گفت: تربیت کردن فرزند یعنی فراهم آوردن نوعی جعبه ابزار شناختی، عاطفی، رفتاری و … برای کودک تا بتواند در باقیمانده عمر از آن‌ها برای بهروزی و خوشبختی خود بهره بگیرد. امّا این کار بیش از آن که در آغاز به نظر می‌رسد دشوار است. اگر بخواهیم نقش فعّالانه ای در فراهم آوردن این جعبه ابزار داشته باشیم ناگزیر باید به پرسش هایی پاسخ دهیم که شاید تا پیش از این خودمان نیز به آن‌ها پاسخ نداده ایم:

⏹در حقیقت ما جعبه ابزاری را به فرزندانمان می‌دهیم که به آن‌ها امکان می‌دهد خودشان و جهان پیرامونشان را بشناسند و با این جهان ارتباط برقرار کنند: بتوانند مطلوب هایی را برای زندگی هایشان انتخاب کنند و در پرتو آن‌ها زندگی معنی داری داشته باشند، بتوانند احساسات خودشان را بشناسند و از آن‌ها در راستای آرامش و رضایت یا رسیدن به اهدافشان استفاده کنند، بتوانند دیگری را بفهمند و با او ارتباط برقرار کنند و … . بااین اوصاف تربیت کردن یا به عبارتی تربیت شدن به سال های آغازین رشد و همینطور به مراقبین اوّلیه فرد محدود نمی شود. ⏹تربیت کردن فرزند: پیش فرض این مفهوم این است که ما می‌توانیم یا حتی وظیفه داریم در شکل گیری ساختارهای فکری و عاطفی انسانی که نوع خاصی از پیوند خونی را با ما دارد نقش داشته باشیم. به نظر این مفهوم برای اکثر ما آشناست. ما خواسته یا ناخواسته، فعّالانه یا منفعلانه و هدفمند یا بی هدف، امکانات و ابزارهای عینی و روانی ای را در اختیار فرزندانمان می‌گذاریم که به آن‌ها امکان می‌دهد درکی از خودشان، جهان پیرامونشان و اهداف و ارزش هایشان داشته باشند. ⏹بیایید با یک پرسش کم و بیش غیرمتعارف آغاز کنیم: آیا برای تربیت فرزند، دانستن فلسفه ضروری است؟ صورت این سؤال ساده به نظر می‌رسد. امّا می‌توان تلاش فلسفی خود را از همین جا آغاز کرد و پرسید: منظور شما از “تربیت فرزند”، “دانستن فلسفه” و “ضروری” چیست؟ شروع خوبیست و به نظر می‌رسد توضیح این سه مفهوم عملاً ما را به پاسخ پرسشی که به دنبال آن هستیم نزدیک می‌کند. پس بیایید هر کدام از این سه مفهوم را با هم بکاویم:

بیایید با یک پرسش کم و بیش غیرمتعارف آغاز کنیم: آیا برای تربیت فرزند، دانستن فلسفه ضروری است؟ صورت این سؤال ساده به نظر می‌رسد. امّا می‌توان تلاش فلسفی خود را از همین جا آغاز کرد و پرسید: منظور شما از “تربیت فرزند”، “دانستن فلسفه” و “ضروری” چیست؟ شروع خوبیست و به نظر می‌رسد توضیح این سه مفهوم عملاً ما را به پاسخ پرسشی که به دنبال آن هستیم نزدیک می‌کند. پس بیایید هر کدام از این سه مفهوم را با هم بکاویم:تربیت کردن فرزند: پیش فرض این مفهوم این است که ما می‌توانیم یا حتی وظیفه داریم در شکل گیری ساختارهای فکری و عاطفی انسانی که نوع خاصی از پیوند خونی را با ما دارد نقش داشته باشیم. به نظر این مفهوم برای اکثر ما آشناست. ما خواسته یا ناخواسته، فعّالانه یا منفعلانه و هدفمند یا بی هدف، امکانات و ابزارهای عینی و روانی ای را در اختیار فرزندانمان می‌گذاریم که به آن‌ها امکان می‌دهد درکی از خودشان، جهان پیرامونشان و اهداف و ارزش هایشان داشته باشند. ⏹بیایید با یک پرسش کم و بیش غیرمتعارف آغاز کنیم: آیا برای تربیت فرزند، دانستن فلسفه ضروری است؟ صورت این سؤال ساده به نظر می‌رسد. امّا می‌توان تلاش فلسفی خود را از همین جا آغاز کرد و پرسید: منظور شما از “تربیت فرزند”، “دانستن فلسفه” و “ضروری” چیست؟ شروع خوبیست و به نظر می‌رسد توضیح این سه مفهوم عملاً ما را به پاسخ پرسشی که به دنبال آن هستیم نزدیک می‌کند. پس بیایید هر کدام از این سه مفهوم را با هم بکاویم:⏹بیایید با یک پرسش کم و بیش غیرمتعارف آغاز کنیم: آیا برای تربیت فرزند، دانستن فلسفه ضروری است؟ صورت این سؤال ساده به نظر می‌رسد. امّا می‌توان تلاش فلسفی خود را از همین جا آغاز کرد و پرسید: منظور شما از “تربیت فرزند”، “دانستن فلسفه” و “ضروری” چیست؟ شروع خوبیست و به نظر می‌رسد توضیح این سه مفهوم عملاً ما را به پاسخ پرسشی که به دنبال آن هستیم نزدیک می‌کند. پس بیایید هر کدام از این سه مفهوم را با هم بکاویم:

محمود مقدسیآیا آشنایی با فلسفه برای تربیت کودک ضروریست؟ (۱)آیا آشنایی با فلسفه برای تربیت کودک ضروریست؟ (۱)حمود مقدسیآیا آشنایی با فلسفه برای تربیت کودک ضروریست؟ (۱)آیا آشنایی با فلسفه برای تربیت کودک ضروریست؟ (۱)

محمود مقدسیآیا آشنایی با فلسفه برای تربیت کودک ضروریست؟ (۱)آیا آشنایی با فلسفه برای تربیت کودک ضروریست؟ (۱)

درهفته‌ای که گذشت…


این هفته هم خانه کودک نیمه تعطیل بود. اما از نوع متفاوت. قبلا تعطیلی ها به خاطر دود و آلودگی هوا بود، این بار به خاطر سفید پوش شدن زمین. برف که آمد شادی را هم با خودش به زمین آورد. خانه کودک نیز مانند دیگر مدارس تهران به دلیل بارش برف و سرمای زیاد تعطیل شد. خداوند بزرگ را به خاطر این رحمتش هزاران بار شکر می کنیم.
بیشتر