post

بیایید با یک پرسش کم و بیش غیرمتعارف آغاز کنیم: آیا برای تربیت فرزند، دانستن فلسفه ضروری است؟ صورت این سؤال ساده به نظر می‌رسد. امّا می‌توان تلاش فلسفی خود را از همین جا آغاز کرد و پرسید: منظور شما از “تربیت فرزند”، “دانستن فلسفه” و “ضروری” چیست؟ شروع خوبیست و به نظر می‌رسد توضیح این سه مفهوم عملاً ما را به پاسخ پرسشی که به دنبال آن هستیم نزدیک می‌کند. پس بیایید هر کدام از این سه مفهوم را با هم بکاویم:

⏹تربیت کردن فرزند: پیش فرض این مفهوم این است که ما می‌توانیم یا حتی وظیفه داریم در شکل گیری ساختارهای فکری و عاطفی انسانی که نوع خاصی از پیوند خونی را با ما دارد نقش داشته باشیم. به نظر این مفهوم برای اکثر ما آشناست. ما خواسته یا ناخواسته، فعّالانه یا منفعلانه و هدفمند یا بی هدف، امکانات و ابزارهای عینی و روانی ای را در اختیار فرزندانمان می‌گذاریم که به آن‌ها امکان می‌دهد درکی از خودشان، جهان پیرامونشان و اهداف و ارزش هایشان داشته باشند.

⏹در حقیقت ما جعبه ابزاری را به فرزندانمان می‌دهیم که به آن‌ها امکان می‌دهد خودشان و جهان پیرامونشان را بشناسند و با این جهان ارتباط برقرار کنند: بتوانند مطلوب هایی را برای زندگی هایشان انتخاب کنند و در پرتو آن‌ها زندگی معنی داری داشته باشند، بتوانند احساسات خودشان را بشناسند و از آن‌ها در راستای آرامش و رضایت یا رسیدن به اهدافشان استفاده کنند، بتوانند دیگری را بفهمند و با او ارتباط برقرار کنند و … . بااین اوصاف تربیت کردن یا به عبارتی تربیت شدن به سال های آغازین رشد و همینطور به مراقبین اوّلیه فرد محدود نمی شود. ⏹

⏹با این حال دانش روانشناسی به ما نشان داده است که نقش مراقبین اوّلیه و سال های آغازین رشد، از سایر عوامل به مراتب بیشتر است. با این اوصاف، به طور خلاصه می‌توان گفت: تربیت کردن فرزند یعنی فراهم آوردن نوعی جعبه ابزار شناختی، عاطفی، رفتاری و … برای کودک تا بتواند در باقیمانده عمر از آن‌ها برای بهروزی و خوشبختی خود بهره بگیرد. امّا این کار بیش از آن که در آغاز به نظر می‌رسد دشوار است. اگر بخواهیم نقش فعّالانه ای در فراهم آوردن این جعبه ابزار داشته باشیم ناگزیر باید به پرسش هایی پاسخ دهیم که شاید تا پیش از این خودمان نیز به آن‌ها پاسخ نداده ایم:

⏹ زندگی خوب چیست؟ چه چیزی یک زندگی خوب را می‌سازد؟ آیا زندگی خوب محصولِ داشتن ِمجموعه ای از چیزهاست یا رسیدن به مجموعه ای از احوال و چشم اندازها؟ آیا همه انسان‌ها می‌توانند از یک الگوی واحد برای رسیدن به زندگی خوب استفاده کنند؟ آیا مطلوب های روانشناختی کودک من با مطلوب های روانشناختی من یکسان هستند؟ آیا آنچه من زندگی خوب می‌دانم، همانیست که او هم باید به دنبال آن باشد؟ من تا چه حد می‌توانم در تربیت فرزندم نقش داشته باشم؟ و …

⏹ زندگی خوب چیست؟ چه چیزی یک زندگی خوب را می‌سازد؟ آیا زندگی خوب محصولِ داشتن ِمجموعه ای از چیزهاست یا رسیدن به مجموعه ای از احوال و چشم اندازها؟ آیا همه انسان‌ها می‌توانند از یک الگوی واحد برای رسیدن به زندگی خوب استفاده کنند؟ آیا مطلوب های روانشناختی کودک من با مطلوب های روانشناختی من یکسان هستند؟ آیا آنچه من زندگی خوب می‌دانم، همانیست که او هم باید به دنبال آن باشد؟ من تا چه حد می‌توانم در تربیت فرزندم نقش داشته باشم؟ و …⏹با این حال دانش روانشناسی به ما نشان داده است که نقش مراقبین اوّلیه و سال های آغازین رشد، از سایر عوامل به مراتب بیشتر است. با این اوصاف، به طور خلاصه می‌توان گفت: تربیت کردن فرزند یعنی فراهم آوردن نوعی جعبه ابزار شناختی، عاطفی، رفتاری و … برای کودک تا بتواند در باقیمانده عمر از آن‌ها برای بهروزی و خوشبختی خود بهره بگیرد. امّا این کار بیش از آن که در آغاز به نظر می‌رسد دشوار است. اگر بخواهیم نقش فعّالانه ای در فراهم آوردن این جعبه ابزار داشته باشیم ناگزیر باید به پرسش هایی پاسخ دهیم که شاید تا پیش از این خودمان نیز به آن‌ها پاسخ نداده ایم:⏹با این حال دانش روانشناسی به ما نشان داده است که نقش مراقبین اوّلیه و سال های آغازین رشد، از سایر عوامل به مراتب بیشتر است. با این اوصاف، به طور خلاصه می‌توان گفت: تربیت کردن فرزند یعنی فراهم آوردن نوعی جعبه ابزار شناختی، عاطفی، رفتاری و … برای کودک تا بتواند در باقیمانده عمر از آن‌ها برای بهروزی و خوشبختی خود بهره بگیرد. امّا این کار بیش از آن که در آغاز به نظر می‌رسد دشوار است. اگر بخواهیم نقش فعّالانه ای در فراهم آوردن این جعبه ابزار داشته باشیم ناگزیر باید به پرسش هایی پاسخ دهیم که شاید تا پیش از این خودمان نیز به آن‌ها پاسخ نداده ایم:

یادداشتی از: « دکتر محمود مقدسی»، مترجم و‌ نویسنده⏹ زندگی خوب چیست؟ چه چیزی یک زندگی خوب را می‌سازد؟ آیا زندگی خوب محصولِ داشتن ِمجموعه ای از چیزهاست یا رسیدن به مجموعه ای از احوال و چشم اندازها؟ آیا همه انسان‌ها می‌توانند از یک الگوی واحد برای رسیدن به زندگی خوب استفاده کنند؟ آیا مطلوب های روانشناختی کودک من با مطلوب های روانشناختی من یکسان هستند؟ آیا آنچه من زندگی خوب می‌دانم، همانیست که او هم باید به دنبال آن باشد؟ من تا چه حد می‌توانم در تربیت فرزندم نقش داشته باشم؟ و …⏹با این حال دانش روانشناسی به ما نشان داده است که نقش مراقبین اوّلیه و سال های آغازین رشد، از سایر عوامل به مراتب بیشتر است. با این اوصاف، به طور خلاصه می‌توان گفت: تربیت کردن فرزند یعنی فراهم آوردن نوعی جعبه ابزار شناختی، عاطفی، رفتاری و … برای کودک تا بتواند در باقیمانده عمر از آن‌ها برای بهروزی و خوشبختی خود بهره بگیرد. امّا این کار بیش از آن که در آغاز به نظر می‌رسد دشوار است. اگر بخواهیم نقش فعّالانه ای در فراهم آوردن این جعبه ابزار داشته باشیم ناگزیر باید به پرسش هایی پاسخ دهیم که شاید تا پیش از این خودمان نیز به آن‌ها پاسخ نداده ایم:⏹با این حال دانش روانشناسی به ما نشان داده است که نقش مراقبین اوّلیه و سال های آغازین رشد، از سایر عوامل به مراتب بیشتر است. با این اوصاف، به طور خلاصه می‌توان گفت: تربیت کردن فرزند یعنی فراهم آوردن نوعی جعبه ابزار شناختی، عاطفی، رفتاری و … برای کودک تا بتواند در باقیمانده عمر از آن‌ها برای بهروزی و خوشبختی خود بهره بگیرد. امّا این کار بیش از آن که در آغاز به نظر می‌رسد دشوار است. اگر بخواهیم نقش فعّالانه ای در فراهم آوردن این جعبه ابزار داشته باشیم ناگزیر باید به پرسش هایی پاسخ دهیم که شاید تا پیش از این خودمان نیز به آن‌ها پاسخ نداده ایم:

⏹در حقیقت ما جعبه ابزاری را به فرزندانمان می‌دهیم که به آن‌ها امکان می‌دهد خودشان و جهان پیرامونشان را بشناسند و با این جهان ارتباط برقرار کنند: بتوانند مطلوب هایی را برای زندگی هایشان انتخاب کنند و در پرتو آن‌ها زندگی معنی داری داشته باشند، بتوانند احساسات خودشان را بشناسند و از آن‌ها در راستای آرامش و رضایت یا رسیدن به اهدافشان استفاده کنند، بتوانند دیگری را بفهمند و با او ارتباط برقرار کنند و … . بااین اوصاف تربیت کردن یا به عبارتی تربیت شدن به سال های آغازین رشد و همینطور به مراقبین اوّلیه فرد محدود نمی شود. ⏹تربیت کردن فرزند: پیش فرض این مفهوم این است که ما می‌توانیم یا حتی وظیفه داریم در شکل گیری ساختارهای فکری و عاطفی انسانی که نوع خاصی از پیوند خونی را با ما دارد نقش داشته باشیم. به نظر این مفهوم برای اکثر ما آشناست. ما خواسته یا ناخواسته، فعّالانه یا منفعلانه و هدفمند یا بی هدف، امکانات و ابزارهای عینی و روانی ای را در اختیار فرزندانمان می‌گذاریم که به آن‌ها امکان می‌دهد درکی از خودشان، جهان پیرامونشان و اهداف و ارزش هایشان داشته باشند. ⏹بیایید با یک پرسش کم و بیش غیرمتعارف آغاز کنیم: آیا برای تربیت فرزند، دانستن فلسفه ضروری است؟ صورت این سؤال ساده به نظر می‌رسد. امّا می‌توان تلاش فلسفی خود را از همین جا آغاز کرد و پرسید: منظور شما از “تربیت فرزند”، “دانستن فلسفه” و “ضروری” چیست؟ شروع خوبیست و به نظر می‌رسد توضیح این سه مفهوم عملاً ما را به پاسخ پرسشی که به دنبال آن هستیم نزدیک می‌کند. پس بیایید هر کدام از این سه مفهوم را با هم بکاویم:

بیایید با یک پرسش کم و بیش غیرمتعارف آغاز کنیم: آیا برای تربیت فرزند، دانستن فلسفه ضروری است؟ صورت این سؤال ساده به نظر می‌رسد. امّا می‌توان تلاش فلسفی خود را از همین جا آغاز کرد و پرسید: منظور شما از “تربیت فرزند”، “دانستن فلسفه” و “ضروری” چیست؟ شروع خوبیست و به نظر می‌رسد توضیح این سه مفهوم عملاً ما را به پاسخ پرسشی که به دنبال آن هستیم نزدیک می‌کند. پس بیایید هر کدام از این سه مفهوم را با هم بکاویم:تربیت کردن فرزند: پیش فرض این مفهوم این است که ما می‌توانیم یا حتی وظیفه داریم در شکل گیری ساختارهای فکری و عاطفی انسانی که نوع خاصی از پیوند خونی را با ما دارد نقش داشته باشیم. به نظر این مفهوم برای اکثر ما آشناست. ما خواسته یا ناخواسته، فعّالانه یا منفعلانه و هدفمند یا بی هدف، امکانات و ابزارهای عینی و روانی ای را در اختیار فرزندانمان می‌گذاریم که به آن‌ها امکان می‌دهد درکی از خودشان، جهان پیرامونشان و اهداف و ارزش هایشان داشته باشند. ⏹بیایید با یک پرسش کم و بیش غیرمتعارف آغاز کنیم: آیا برای تربیت فرزند، دانستن فلسفه ضروری است؟ صورت این سؤال ساده به نظر می‌رسد. امّا می‌توان تلاش فلسفی خود را از همین جا آغاز کرد و پرسید: منظور شما از “تربیت فرزند”، “دانستن فلسفه” و “ضروری” چیست؟ شروع خوبیست و به نظر می‌رسد توضیح این سه مفهوم عملاً ما را به پاسخ پرسشی که به دنبال آن هستیم نزدیک می‌کند. پس بیایید هر کدام از این سه مفهوم را با هم بکاویم:⏹بیایید با یک پرسش کم و بیش غیرمتعارف آغاز کنیم: آیا برای تربیت فرزند، دانستن فلسفه ضروری است؟ صورت این سؤال ساده به نظر می‌رسد. امّا می‌توان تلاش فلسفی خود را از همین جا آغاز کرد و پرسید: منظور شما از “تربیت فرزند”، “دانستن فلسفه” و “ضروری” چیست؟ شروع خوبیست و به نظر می‌رسد توضیح این سه مفهوم عملاً ما را به پاسخ پرسشی که به دنبال آن هستیم نزدیک می‌کند. پس بیایید هر کدام از این سه مفهوم را با هم بکاویم:

محمود مقدسیآیا آشنایی با فلسفه برای تربیت کودک ضروریست؟ (۱)آیا آشنایی با فلسفه برای تربیت کودک ضروریست؟ (۱)حمود مقدسیآیا آشنایی با فلسفه برای تربیت کودک ضروریست؟ (۱)آیا آشنایی با فلسفه برای تربیت کودک ضروریست؟ (۱)

محمود مقدسیآیا آشنایی با فلسفه برای تربیت کودک ضروریست؟ (۱)آیا آشنایی با فلسفه برای تربیت کودک ضروریست؟ (۱)