post


🌀این روزها اینجا و آنجا مطالبی به چشم می خورد که از سر خیرخواهی و به درستی به نیاز جامعه به امیدواری در شرايط ملتهب اجتماعي اشاره و ناامیدی را سلاح کشتار جمعی تفسیر می کند و ترویج روحیه مثبت نگري و امیدواری را راه چاره می داند یا اینکه به قوی کردن بنیان های تئوریک در افراد با خواندن کتاب ،پیدا کردن شادی های کوچک و پرهیز از فرسودگی و‌قس علیهذا با دلایل منطقی توصیه می کند.
اما نباید از نظر دور داشت که تمام مطالب و توصیه های فوق در بستری کارکرد دارد که اقلی از امکان تامین زندگی و قوت لایموت ،کمینه ای از مکنت و اندکی از آرامش خیال وجود داشته باشد.

🌀 با نهایت ارفاق می توان مخاطب انجام این توصیه ها (به طور فرمايشي)را درصدک های بالای متوسط جامعه جستجو کرد و‌ یافتن مخاطبان آن برای صدک های آسیب پذیر یا حتی متوسط اقتصادی به نظر دشوار می رسد. ای بسا از این صدک های آسیب پذیر که از قضا از روشنفکرترین‌ و فرهیخته ترین اقشار جامعه باشند و کتاب خواندن کاری یومیه و عادی در زندگی شان بوده باشد و چه بسیار اقشار زحمتکشی از این صدک ها که به تبع نوع زندگی توام با تلاش و سختی خود امیدواری به آینده و روش لذت بردن از شادی های کوچک را -نه بنابر توصیه های تئوریک-که ذاتا آموخته اند.

🌀مشکل از جایی شروع می شود که تهیه نان شب و تامین حداقل های زندگی به مساله ای بزرگ و غیرقابل حل در زندگی قسمتی از افراد جامعه تبدیل می شود و فاصله در آمد یک خانواده تا خط فقر آنقدر زیاد می شود که سامان زندگی از هم می گسلد.
این ناتوانی و عوارض آن چون بدهی های روی هم انباشته ،مشکلات عاطفی و خانوادگی و …جایی و جانی برای رعایت این توصیه ها باقی نمی گذارد و در مواردی حتی می تواند ناخواسته توهین آمیز و از موضع بالا تلقی شود.
اصولا چه کسی از امنیت روانی و امید به آینده گریزان است و یا از ساختن شادی های کوچک برای خود و اطرافیانش تن می زند.

🌀مساله این است که فشار زندگی گاهی چنان تمامیت زندگی افراد را می فشارد که در دریایی از مسائل به ظاهر ساده در تامین نیازهای اولیه خود اسیر می شوند.
ناامیدی در شرایط عقلانی زندگی انسان ها یک انتخاب نیست و به صورت یک اتفاق ناخواسته ی ناخوشایند بر سر آنان آوار می شود. اقشار زحمتکشی که علیرغم سخت کوشی زیاد ،باز هم هشت در گرو نه دارند ، علیرغم میل باطنی و ذاتی بشری ، توان یا فرصتی برای شادی های کوچک یا کتاب خواندن ندارند.
فرهیختگان ذاتا محشور با کتاب و فرهنگ گاهی چنان زیر بار مشکلات اقتصادی و فشارهای روانی کمر خم می کنند که انگیزه ای برای اميد يا سرزدن به کتابخانه هایشان باقی نمی ماند-اگر هنوز به حراج آن ها دست نیازیده باشند.

🌀منطق مبتنی بر لمس واقعیت می تواند تحلیل ها را به سمت بسترهای گسترده تر براي انديشه و خوض رهنمون کند.
از طرفی روش پيشنهادي سعی در پنهان کردن معضلات اجتماعی که در پیش چشمان جامعه است نه باعث امیدواری می گردد و نه اندک اثری در حل مساله دارد.
امیدواری یک محصول و حاصل حداقلی از یک فرایند-و نه يك پديده مجرد توصيه اي – است و تلاش در نگاه مبتني بر حل مساله در برطرف كردن مشکلات کلید توليد اميدواري است. اين نوع نگاه مساله محور طبعا موثر تر از توصیه های فرمایشی به امیدوار بودن در فردی مي تواند باشد که به سبب عدم توانایی در تامین حداقل معیشت خود لبخندش نمی آید.

🔹 یادداشتی از « دکتر بابک خطی»، فعال اجتماعی عضو هیات تحریریه انجمن پویش