post

با بچه ها، کنار بچه ها

🌻این هفته با بچه های کوره بغدادی، «کتاب بافتنی عجیب »راخواندیم. قبل از شروع داستان به همه ی بچه ها کاموای رنگی دادیم. بعد از آنها خواستیم هرکدام با کاموایی که توی دستشان دارند قصه ای بسازند. یکی از بچه ها با کاموای خود جاده ای که پر بود از ماشین های مختلف ساخت و قصه ی آن را برای دوستان خود تعریف کرد. تعدادی هم بازی هایی که با نخ کاموا بلد بودند را به بقیه بچه ها یاد دادند.

🌻 بعد کتاب را برایشان بلند خوانی کردیم. هنگام بلند خوانی بچه ها هیجان زده پیگیر بافت بافتنی عجیب بودند. آنقدر که پس از بلند خوانی تصمیم گرفتیم با هم یک بافتنی عجیب ببافیم. شاید شال گردنی که مثل قصه توی کتاب بشود خانه همه ما…

« گزارشی از آمنه فقیری، مسئول کتابخانه انجمن پویش»

 

post

تک و تنها توی این دنیای به این بزرگی

📋 « گزارش با من بخوان»

🏡”من و داداشم دور و بر باغچه را گشتیم تا چیزهایی برای خانه ساختن پیدا کنیم. یک خانه کوچولوی قشنگ. می‌توانیم آن‌قدر توی آن زندگی کنیم که بزرگ بشویم.”

📖 این‌ها جملاتی از داستانیست که بچه‌های خانه کودک محمود آباد، در با من بخوان این هفته، خوانده‌اند: کتاب ” تک و تنها در دنیای به این بزرگی” نوشته “اولف نلسون”.
داستان پسرکی که یک روز به خانه می‌آید و می‌بیند که پدر و مادرش در خانه نیستند و حالا او مانده و مسئولیت مراقبت از برادر کوچولویش و خانه چوبی برادرانه‌ای که دوتایی با هم ساخته اند.

🏚 بچه‌ها با معلمشان درباره اینکه اگر روزی پدر و مادر توی خانه نبودند، صحبت کردند و درباره تنهایی و ترس از آن و وسایل خطرناکی که موقع تنهایی نباید به آن دست بزنند.
بعد هم از آن بچه‌ها با همکاری هم و با کمک کارتون و کبریت و چوب توی حیاط خانه کودک، خانه درست کردند، خانه‌های دوستانه کوچولویی درست یه زیبایی خانه توی داستان…