عمل جراحي برداشتن طحال و قصه پرغصه بيمه اتباع مهاجر 

بابک خطی

درد مهاجرت (کارتون از علیرضا پاکدل)

❇️مكان:روستايي در جنوب تهران

عدنان كودكي شش و نيم ساله و از اتباع مهاجر افغان است. اين كودك خوشرو مبتلا به بيماري ارثي اسفروسيتوز (نوعي بيماري خوني)است .مادرش مي گويد هزينه ويزيت هاي تخصصي و انجام عمل ضروري برداشتن طحال بسيار بالا بوده است.هر ويزيت براي يك بيماري ساده مثل سرماخوردگي هم بين صد تا دوصد(دويست)هزار تومان براي اين خانواده آسيب پذير و تحت فشار آب مي خورد. اعضاي اين خانواده داراي اوراق شناسايي و كارت آمايش هستند اما هيچ بيمه اي به آنان تعلق نمي گيرد.

بيمه درماني اتباع مهاجر طبق اعلام رسمي واحد اتباع مهاجر وزارت كشور و كميسارياي عالي امور پناهندگان سازمان ملل قرار بود از پاييز سال ٩٥ اجرا شود اما به گفته اين مادر تاكنون خبري از آن نيست .

❇️ مكان:گود محل كار و زندگي كودكان كار جايي در حاشيه جنوب شرقي تهران

عبدالله يازده ساله از صبح تا نيمه هاي شب مشغول كار است ،محل استراحت و خواب كوتاه شبانه او جزيي از محل كارش و در كنار زباله هاست .ضايعات پوستي سوريازيس (نوعي بيماري مزمن پوستي) آرنج ها و زانوهاي عبدالله را فرا گرفته است.پدر او سه سال قبل از دنيا رفته است و مادر و پنج خواهر و برادرش در افغانستان زندگي مي كنند و او از اينجا برايشان پول مي فرستد. عبدالله هيچ اوراق شناسايي و هويتي ندارد، او در معرض انواع اشكال آزار جنسي كودكان است. هيچ متولي مشخصي براي درمان و حمايت از عبدالله وجود ندارد.

❇️ مكان :جايي از ايران

صادق كودكي شش ساله است ودوماه است كه متوجه بيماري لوكمي (نوعي سرطان خوني) در او شده اند. پدرش مي گويد هزينه هاي شيمي درماني اتباع مهاجر آزاد و كمرشكن و حداقل دوبرابر سايرين است. هيچ بيمه اي صادق را براي درمان بيماري پررنجش تحت پوشش نمي گيردعبدالله از همه آدم ها مي ترسد.

❇️ مكان جايي از ايران:

مريم دختري سه ساله با فلج مغزي

الله يار پسري چهار ساله با بيماري فيبروز سيستيك

نازگل دختري دو ساله با سوءتغذيه شديد

محمد پسري هفت ساله با بيماري لوپوس

و هزاران كودك سالم و بيمار ديگر كه همه از هموطنان افغانستانی تبار ما هستند و بدون بيمه درماني و حداقل حمايت ها زير سايه وحشتناك بيماري يا ترس از ابتلا به آن زندگي مي كنند.

❇️ واقعيت برهنه اين است :

اول-بيماري ها براي ابتلا و درگيري ملاحظات قومي و نژادي و هويتي افراد را معمولا در نظر نمي گيرند.

دوم-معيار زنده بودن انسان ها و نياز به خدمات اوليه درماني نژاد، قوميت، محل تولد،كارت هويت و آمايش و …نيست و نمي تواند باشد.

برخورداري از مراقبت هاي پزشكي و خدمات اجتماعي ضروري طبق ماده ٢٥اعلاميه جهاني حقوق بشر حق هر انسان است.

خصوصا در مورد كودكان طبق ماده ٢٤ پيمان نامه جهاني حقوق كودك كه مصوب مجلس و قانون كشوري است، كشورهاي عضو، حق هر كودك براي برخورداري از بالاترين معيارهاي بهداشتي و تسهيلات قابل حصول جهت درمان بيماري و بازيابي سلامت را به رسميت مي شناسند و طبق ماده ٢ همين ميثاق جهاني حقوق مندرج اين پيمان نامه براي تمام كودكان بدون هرگونه تبعيض و بدون توجه به رنگ، نژاد، زبان، مذهب، منشا ملي، قومي يا اجتماعي ،تولد و… لازم الاجرا و توسط كشورهاي عضو تضمين شده است.

❇️ بيماري به تنهايي پر از اضطراب و درد براي بيمار و خانواده است و تحمل بارهاي حاشيه اي سنگين در كنار آن بسيار طاقت فرساست.

نبود يا عدم رعايت حقوق انساني براي همه انسان ها -صرفنظر از مسائل قومي ،نژادي،زباني،مذهبي و…- به يك اندازه تاسف بار مي باشد و هيچ اولويتي به بهانه هاي بالا ، جايگاهي در عدم اقبال به يك گروه نداشته و تنها رستنگاه تفكرات تبعيض گرايانه مي تواند باشد.

❇️ انتظار مي رود اداره امور اتباع خارجي وزارت كشور ،اداره اتباع سازمان تامين اجتماعي و كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل براي اجرايي كردن وعده هايي كه به طور منفرد و مشترك در مورد بيمه اتباع مهاجر داده اند و نزديك يك سال از آن مي گذرد به طور واقعي و جدي اقدام نمايند ،چرا كه صرف سخنان ثبت و ضبط شده مسوولين نهادهاي فوق در مصاحبه ها هر چند مي تواند بستر تيتر هاي انساني و گزارش هاي پرمخاطب در مطبوعات باشد اما واجد هيچ اثري در درمان درد ها و بيماري ها نيست.

❇️ ضمنا به نظر مي رسد درباره ارائه خدمات اوليه درماني ، خصوصا در موارد اورژانس هاي پزشكي و بيماري هاي سخت گذاشتن شرط دارا بودن كارت آمايش با قوانين مصوب كشوري (كه مورد اشاره قرار گرفت )در تضاد بوده و نياز به تصحيح و بازنگري اساسي دارد تا در صورت بروز شرايط بيماري همه افراد كشور از حمايت و اطمينان براي درمان برخوردار گردند.

فراموش نكنيم عمل جراحي عدنان ها منتظر زمان نمي ماند…

🔹(اسامي افراد به سبب ملاحظات اخلاق پزشكي تغيير يافته است)

🔹بابك خطي، طبيب كودكان و فعال اجتماعی حوزه بهداشت و درمان حاشیه نشینان

http://aftabeyazd.ir/?newsid=81416

بیشتر

خاطره ای از یک کتابخوانی

🌻قرار بود با همکارم که دوست عزیزم هم بود، در کلاس با من بخوان، داستانی درباره دعوا کردن برای بچه ها اجرا کنیم. من و دوستم تصمیم گرفته بودیم قبل از داستانخوانی، یک دعوای نمایشی داشته باشیم. وقتی وارد کلاس شدیم، کتاب داستان را دستم گرفتم. همکارم گفت امروز نوبت من است که داستان را بخوانم. اما من کتاب را به او ندادم. بعد او را هل دادم به عقب. و با هم به شکل نمایشی شروع به مشاجره کردیم.

🌻یکی از مربیان ورزش که بیرون کلاس بود، هم به خیال اینکه ما داریم با هم دعوا میکنیم، آمد جلو و سعی داشت ما را آشتی بدهند. بچه ها هم وارد معرکه شده بودند و وسط دعوای ما برای اول قصه خواندن پادرمیانی می‌کردند . بعد که حسابی دعوا راه انداختیم، به بچه ها ماجرا را گفتیم. اینکه همه چیز فقط برای این بود که بچه ها ببینند با هم دعوا کردن و خودخواهی چقدر می‌تواند آزار دهنده باشد.

🌻 آن روز بچه ها خیلی بیشتر به داستان ما توجه نشان دادند و حتی آقای مربی ورزش هم میانشان نشست و به قصه گوش داد.

☘️خاطره‌ای از «نرگس تاجیک» از آموزگاران انجمن پویش

 

post

عکس یادگاری با نخبه

🔸مروری بر مسایل و مشکلات دانش آموزان نخبه

✅ چند روز پیش خبر تصادف جمعی از دختران هرمزگانی همه مان را متاثر کرد. دخترانی که قرار بود این اردو بهترین خاطره دوران نوجوانی شان شود. آخرین و تلخ ترین اردو برای خود و خانواده هایشان شد. بعد از این خبر بود که بحث هایی درباره علل تصادف مطرح شد اما علت نوشتن این یادداشت بررسی علل تصادف نیست که البته در جای خود مهم است و باید بررسی شود تا جلوی حوادث مشابه گرفته شود. در روزهای گذشته بخشهایی از زندگی دانش آموزان هرمزگانی خبری شد.بخشهایی که نشان میداد برخی از این دخترها از حداقل شرایط زندگی محروم اند و در خانه هایی با کمترین امکانات زندگی میکنند.

✅ این شرایط البته فقط محدود به چند دانش آموز هرمزگانی نمیشود. در بسیاری از شهرها و روستاهای کشور دانش آموزان در شرایط بدی زندگی میکنند و از حداقل امکانات آموزشی محروم هستند. حتی در پایتخت هم همچنان کلاس هایی با تعداد ۴۰دانش آموز تشکیل میشود که کمترین کارایی را دارد. نکته‌ای که وضعیت را بغرنج تر میکند این است که بدانیم دختران هرمزگان کشته شده در حادثه تصادف جز نخبگان کشور بوده اند و آموزش و پرورش باید توجه ویژه به این گروه داشته باشد و شرایط بهتری را برای شان مهیا کند.

✅ اما نخبگان کشور معمولا در زمانی که مدالی کسب میکنند. اختراعشان ثبت جهانی میشود یا موقعیتهایی شبیه به این در صدر خبرها قرار میگیرند و مورد توجه مسوولان هستند.اما در زمان های دیگر نه خواسته هایشان مطرح میشود نه به مشکلات و معضلاتش توجهی میشود. گویی قرار ست فقط با افتخار آفرینی یک نخبه مسوولان پز بدهند و با دانش آموزها عکس یادگیری بگیرند.رسانه‌ها هم چند روزی خبرهای جذابشان را تهیه کنند.

نخبگان فقط در زمان کسب جایزه برای چند روزی مهم هستند در باقی مواقع توجهی به مسایلشان نمیشود.

✅ بی دلیل نیست که بخشی از نخبگان کشور برای ادامه تحصیل مهاجرت میکنند زیرا که کشورهای غربی شرایط بهتری را برای پیشرفتشان فراهم میکنند.

سرنوشت تعداد دیگری از این نخبگان تن دادن به شغلهای غیرمرتبط با تحصیلشان است. شرایطی که نشان میدهد ما در زمینه پرورش استعدادهای کشور به درستی عمل نمیکنیم.

🔸 یادداشتی از عطیه ملک زاهدی، عضو هیئت تحریریه انجمن پویش

post

گودک کار، آسیبی چند لایه

✅ با وجود حساسیت های بیشتری که چند سالی است در مورد کودکان کار به وجود آمده است، متاسفانه شاهد آن هستیم که شناخت و طبقه بندی مشخصی درباره وضعیت کودکان کار در ایران شکل نگرفته است. این معضل اجتماعی از آنجا که دامنه گسترده ای از کودکان را در بر میگیرد، لازم است تا به انواع آن تقسیم شده و برای آن ها برنامه ریزی مشخصی انجام شود. در وهله اول بهتر است این تفکیک را بین انواع کار کودکان قائل شویم: بیشتر

post

زنان ایرانی، ازدواج با اتباع خارجی، کودکان بی هویت

زنان ایرانی که پس از مهر ١٣٨٥ با اتباع خارجی ازدواج کرده‌اند، قادر نیستند برای فرزندان خود شناسنامه بگیرند. چنین کودکانی در واقع قادر به تحصیل در مدارس ایران، استفاده از بیمه درمانی و.. نیستند و تنها پس از رسیدن به سن ١٨ سالگی می‌توانند برای داشتن «هویت» ایرانی، مراحل قانونی را دنبال کنند. تا آن زمان و در صورت وجود سند ازدواج پدر و مادرشان، تنها شانس آنها گرفتن کارت اقامت از طریق ارائه پاسپورت است. تا ١٨سالگی صبر می‌کنند تا شاید بتوانند هویت ایرانی داشته باشند، هویت سرزمین مادری‌شان را. بیشتر

post

در این رسانه از چه میگوییم؟

🖌داستان ما از داستان نویسی شروع شد، داستان من و خانه کودک محمود آباد. رفته بودم که داستان نوشتن را یاد بچه‌ها بدهم. حالا اما داستانها مال آنها شده‌است. داستانها را آنها برایم تعریف می کنند و من می‌گذارمشان پیش چشم شما در این دفتر، در کانال انجمن پویش. داستان اینست:

🖌 یکی بود، یکی نبود. در حاشیه این شهر بزرگ، تهران، خانه‌ایست که توی آن کودکانش با وجود همه نشانه های تبعیض، محرومیت و مهاجرت، همچنان می‌خندند، به صدای بلند؛ که زنانش کودکان نوزادشان را سر شانه می‌گیرند تا بیایند همپای بچه‌هایشان بیاموزند الفبا را؛ که مردانش روزهای تعطیل آخر هفته را پشت نیمکتهای بچه‌هایشان یاد می گیرند بنویسند ما همه یک خانواده‌ایم… بیشتر

post

«کودک افغانستانی؛ گمشده میان آتش و دود»

✅ هفته گذشته تصویری از خبرگزاری رویترز منتشر شد که در آن کودکی افغانستانی در میانه حمله تروریستها در صحن مسجد تک و تنها ایستاده و پلیس از پشت در، در پی نجات اوست. این تصویر نماد و نمود وضعیت کودک افغانستانی است. کودکانی که سالهاست در میان هیاهو و کشاکشِ کینه و نفرت بزرگترهای این سرزمین سرگردان مانده اند. جنگ، کودکی کودکان افغانستان را از آنان دزیده است. او حیران و سرگردان به هرسو می نگرد تا خود را و شادی هایی را که حق طبیعی هر کودکی است بیابد اما پاسخ او جز سوختن در میان دود و آتش جنگ چیزی نیست. بیشتر

post

خاطره ای از روز معلم

📜 «خاطرات داوطلبی»

خاطره اي كه ميخواهم بگويم براي روز معلم مصادف با ١٢ ارديبهشت سال ٩١ هست.
يادم مياید تقريبا دو روز قبل از روز معلم توسط دانش آموزان به مراسمي دعوت شديم در خانه كودك. بیشتر

post

مواجهه زیبایی شناختی ما با مسائل اجتماعی

“مورد پوریا آبخشک”

فضای مجازی و به طور کلی رسانه ها ما را درعین حال که با پدیده های عام روبرو می کنند پدیده های ویژه و خاص را هم برجسته می کنند. از اخبار درباره خط فقر،جنگ،اعتیاد و.. تا پدیده ها ورویدادهای منحصربه فرد و گاه عجیب مانند کشف فسیل یک حیوان عظیم الجثه، کودکی که زیر آوار زنده مانده، چاق ترین فرد جهان، فروش کفش گران ترین بازیگر دنیا و….  برخی از این پدیده ها و رویدادهای خاص فقط حس کنجکاوی چند ثانیه ای ما را ارضا می کنند و از آن ها رد می شویم. اما برخی از آن ها در عین جزئی بودن، محلی بودن و شخصی بودن به زمینه وسیع تری اشاره دارند که ما را به بستری از مناسبات  اجتماعی می کشاند و پای نهادها وسازمان ها و سطوح میانه وکلان جامعه را به میدان تعمیم یافته تری می آورد. بیشتر

post

به مناسبت روز پزشک

به مناسبت روز پزشک، ” صبا قدیمی ” از نیروهای فعال در انجمن پویش و عضو هیئت تحریریه شبکه های اجتماعی انجمن، مصاحبه ای داشته است با سرکار خانم دکتر ” ریحانه علیپور “. ایشان که رزیدنت تخصصی اطفال در دانشگاه تهران هستند، مدتی را در روستاهای منطقه محروم الموت به کار مشغول بوده اند و برای ما از تجربیات این دوره و ضروریات کار پزشکان در مناطق محروم میگوید:

–با توجه به وضعیت فعلی جامعه پزشکی ، تعداد کمی از پزشکان علاقمند به فعالیت در حوزه ی طبقه‌ی محروم هستند. بنظر شما چه عواملی باعث تمایز و علاقمندی شما به فعالیت در این میدان شده است؟

در ابتدا بنظرم، محیطی که افراد در آن بزرگ می‌شوند، تاثیر به سزایی دارد و شخصیت افراد که از خلال آن شکل می‌گیرد. پدر و مادر من دارای حس نوع دوستی بالایی هستند و سعی می‌کنند مشکلات افردای که به آنان نیاز دارند، حل نمایند. من در چنین محیطی بزرگ شدم، و در نتیجه نوع دوستی و مسئولیت اجتماعی در من شکل گرفته است. هم چنین معقتقد به برابری و مساوات هستم و فکر می‌کنم خدمات پزشکی، جز نیازهای اولیه هر فردی است که حق آن را دارد که برطرف گردد. بیشتر