post

عکس یادگاری با نخبه

🔸مروری بر مسایل و مشکلات دانش آموزان نخبه

✅ چند روز پیش خبر تصادف جمعی از دختران هرمزگانی همه مان را متاثر کرد. دخترانی که قرار بود این اردو بهترین خاطره دوران نوجوانی شان شود. آخرین و تلخ ترین اردو برای خود و خانواده هایشان شد. بعد از این خبر بود که بحث هایی درباره علل تصادف مطرح شد اما علت نوشتن این یادداشت بررسی علل تصادف نیست که البته در جای خود مهم است و باید بررسی شود تا جلوی حوادث مشابه گرفته شود. در روزهای گذشته بخشهایی از زندگی دانش آموزان هرمزگانی خبری شد.بخشهایی که نشان میداد برخی از این دخترها از حداقل شرایط زندگی محروم اند و در خانه هایی با کمترین امکانات زندگی میکنند.

✅ این شرایط البته فقط محدود به چند دانش آموز هرمزگانی نمیشود. در بسیاری از شهرها و روستاهای کشور دانش آموزان در شرایط بدی زندگی میکنند و از حداقل امکانات آموزشی محروم هستند. حتی در پایتخت هم همچنان کلاس هایی با تعداد ۴۰دانش آموز تشکیل میشود که کمترین کارایی را دارد. نکته‌ای که وضعیت را بغرنج تر میکند این است که بدانیم دختران هرمزگان کشته شده در حادثه تصادف جز نخبگان کشور بوده اند و آموزش و پرورش باید توجه ویژه به این گروه داشته باشد و شرایط بهتری را برای شان مهیا کند.

✅ اما نخبگان کشور معمولا در زمانی که مدالی کسب میکنند. اختراعشان ثبت جهانی میشود یا موقعیتهایی شبیه به این در صدر خبرها قرار میگیرند و مورد توجه مسوولان هستند.اما در زمان های دیگر نه خواسته هایشان مطرح میشود نه به مشکلات و معضلاتش توجهی میشود. گویی قرار ست فقط با افتخار آفرینی یک نخبه مسوولان پز بدهند و با دانش آموزها عکس یادگیری بگیرند.رسانه‌ها هم چند روزی خبرهای جذابشان را تهیه کنند.

نخبگان فقط در زمان کسب جایزه برای چند روزی مهم هستند در باقی مواقع توجهی به مسایلشان نمیشود.

✅ بی دلیل نیست که بخشی از نخبگان کشور برای ادامه تحصیل مهاجرت میکنند زیرا که کشورهای غربی شرایط بهتری را برای پیشرفتشان فراهم میکنند.

سرنوشت تعداد دیگری از این نخبگان تن دادن به شغلهای غیرمرتبط با تحصیلشان است. شرایطی که نشان میدهد ما در زمینه پرورش استعدادهای کشور به درستی عمل نمیکنیم.

🔸 یادداشتی از عطیه ملک زاهدی، عضو هیئت تحریریه انجمن پویش

post

«کودک افغانستانی؛ گمشده میان آتش و دود»

✅ هفته گذشته تصویری از خبرگزاری رویترز منتشر شد که در آن کودکی افغانستانی در میانه حمله تروریستها در صحن مسجد تک و تنها ایستاده و پلیس از پشت در، در پی نجات اوست. این تصویر نماد و نمود وضعیت کودک افغانستانی است. کودکانی که سالهاست در میان هیاهو و کشاکشِ کینه و نفرت بزرگترهای این سرزمین سرگردان مانده اند. جنگ، کودکی کودکان افغانستان را از آنان دزیده است. او حیران و سرگردان به هرسو می نگرد تا خود را و شادی هایی را که حق طبیعی هر کودکی است بیابد اما پاسخ او جز سوختن در میان دود و آتش جنگ چیزی نیست. بیشتر

post

مواجهه زیبایی شناختی ما با مسائل اجتماعی

“مورد پوریا آبخشک”

فضای مجازی و به طور کلی رسانه ها ما را درعین حال که با پدیده های عام روبرو می کنند پدیده های ویژه و خاص را هم برجسته می کنند. از اخبار درباره خط فقر،جنگ،اعتیاد و.. تا پدیده ها ورویدادهای منحصربه فرد و گاه عجیب مانند کشف فسیل یک حیوان عظیم الجثه، کودکی که زیر آوار زنده مانده، چاق ترین فرد جهان، فروش کفش گران ترین بازیگر دنیا و….  برخی از این پدیده ها و رویدادهای خاص فقط حس کنجکاوی چند ثانیه ای ما را ارضا می کنند و از آن ها رد می شویم. اما برخی از آن ها در عین جزئی بودن، محلی بودن و شخصی بودن به زمینه وسیع تری اشاره دارند که ما را به بستری از مناسبات  اجتماعی می کشاند و پای نهادها وسازمان ها و سطوح میانه وکلان جامعه را به میدان تعمیم یافته تری می آورد. بیشتر

post

ثبت نام کودکان مهاجر

امسال سومین سالی است که ثبت نام کودکان مهاجر غیر قانونی ساکن ایران در مدارس آغاز شده است. دولت جمهوری اسلامی ایران پس از چندین سال تأکیدات سازمان های مردم نهاد حامی کودکان، در سال ۹۴ متقاعد شد که تمام کودکان مهاجر باید در مدارس ثبت نام شده و تحصیل رسمی و رایگان داشته باشند. تصمیمی انسانی که بی شک فوایدی بلند مدت برای دو ملت ایران و افغانستان خواهد داشت. این اتفاق از منظر سیاسی و روابط بین الملل شایسته تقدیر است. با وجود کاستی ها، کج سلیقگی ها و بی برنامگی در سیاستگذاری و مدیریت، ایران پذیرای حدود ۳ میلیون پناهنده و مهاجر افغانستانی است (۴ درصد جمعیت کشور) که کمتر از نیمی از آنها قانونی هستند. همچنین علی رغم درستی برخی انتقادات، ایران بیشترین پذیرایی را از آسیب دیدگان جنگ های خاورمیانه در شهرهایش انجام داده است و با فراهم کردن امکانِ سوادآموزی همه کودکان مهاجر گامی ابتدایی ولی اساسی برای بهبود شرایط مهاجران به خصوص کودکان برداشته است. بیشتر

post

نظام آموزشی قاتل

 

طی چند روز گذشته، از زمانی که خبر قتل آتنا اصلانی دختر ۷ ساله پارس‌آبادی در شبکه‌های مجازی پخش شد، سخنان و تحلیل‌های مختلفی راجع به این موضوع گفته شده است و به مرزی رسیده است که دیگر موضوع اصلی را تحت پوشش خود به حاشیه برده است. اما فارغ از سخنان گفته شده، در این متن کوتاه سعی خواهم کرد با تأکید بر یک مقوله مهم، یعنی “آموزش”، تا حدودی به آستانه فهم این قسم از آسیب‌های اجتماعی که در جامعه ما به صورت دائم رو به افزایش و بازتولید هستند نزدیک شوم. در واقع این متن توضیح خواهد داد که هیچ فردی به صورت مادرزاد بزه‌کار، متجاوز و جانی نیست و عدم وجود آموزش مناسب و وجود آموزش‌های نامناسب در جامعه، مسئول اصلی شکل‌گیری بزهکاری‌ و آسیب‌هایِ اجتماعی از این دست هستند؛ در حقیقت قاتل خود قربانی است، قربانیِ آموزشی که دیده است.

بیشتر